تبليغاتX
سیاسی_اجتماعی_کارگری

برآمد باد صبح و بوی نوروز   به کام دوستان و بخت پیروز 
مبارک بادت این سال و همه سال   همایون بادت این روز و همه روز 
چو آتش در درخت افکند گلنار   دگر منقل منه آتش میفروز 
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست   حسدگو دشمنان را دیده بردوز 
بهاری خرمست ای گل کجایی   که بینی بلبلان را ناله و سوز 
جهان بی ما بسی بودست و باشد   برادر جز نکونامی میندوز 
نکویی کن که دولت بینی از بخت   مبر فرمان بدگوی بدآموز 
منه دل بر سرای عمر سعدی   که بر گنبد نخواهد ماند این گوز 
دریغا عیش اگر مرگش نبودی   دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز  

+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 20 |

                                        

 

   آنچه مشخص است احزاب سیاسی در واقع شکل خاصی از سازماندهی نیروهای اجتماعی هستند و خود به عنوان سازمان ، تحت فشار و حمایت گروهها ، اصناف و نیروهای اجتماعی گوناگون قرار می گیرند . عموماً احزاب سیاسی به عنوان حلقه پیوند میان منافع اجتماعی اقشار مختلف و نهاد های حکومتی عمل می کنند .

   تاریخچه شکل گیری احزاب در ایران چندان پیشینه طولانی ندارد و اساساً شکل گیری و گسترش آنها دستخوش تحولاتی شگرف در جامعه توده ای ایران بوده است ، چرا که در برخی مواقع بدون تئوریزه کرد ن مبانی و مبادی اندیشه ها و مکاتب مختلف موجود در جهان ، این ایدئولوژی ها بطور یکجانبه وارد فرهنگ سیاسی اجتماعی کشورمان شده است ( مارکسیسم و لیبرالیسم و ...)

 

اما به هر صورت نمی توان کار ویژه های اصلی احزاب را در جامعه نادیده انگاشت . در واقع احزاب ضمن ساماندهی به نیرو های اجتماعی و کلاسه بندی خواستها و تمایلات هواداران خود، سعی در تحقق این خواسته ها بصورت مستقیم ( حضور خود حزب در رأس قدرت ) و یا غیر مستقیم ( اعمال فشار و اعلام نظرات به حکومت ) دارند و از این روی بعنوان حلقه میانی هرم قدرت و به عبارت بهتر ضربه گیر هیجانات و درخواستهای عامه مردم عمل می کنند . اینک وجود احزاب مستقل و غیر حکومتی یکی از شاخصهای توسعه و نماد بارز جامعه مدنی تلقی می شود . با این حال هنوز هم  احزاب جایگاه واقعی خود را در این کشور بدست نیاورده اند . موا نعی که برای رشد و اعتلای  احزاب در جامعه وجود دارد شامل اینگونه مسائل می شود :

 

1 ) مخالفت حاکمیت با تحزب : در طول یکصد سال اخیر تاریخچة احزاب در ایران همواره شاهد نوعی مخالفت و مقابله حاکمیت با حزب و حزب گرایی بوده ایم ، مگر در مواردی که احزاب به صورت ارگان دولتی خود را به جامعه عرضه کرده ا ند . در واقع احزاب مستقل اغلب نتوانسته اند بطور رسمی و قانونی شکل بگیرند و یا اینکه مورد تهاجم و بی مهری حاکمیت واقع شده اند . حکومت ها در ایران ( چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی ) همواره سعی داشته اند که فضای جامعه توده ای حفظ شود  و در این راستا کمترین نقش را برای احزاب مستقل و مردمی قائل شده اند و همواره با بسیج توده ای مردم به اهداف خود در زمینه های مختلف سیاسی ـ اجتماعی نائل شده اند.

 

2 ) پیشینة تاریخی احزاب در ایران : عامه مردم تصور درست و روشنی از احزاب و فعالیت آنها ندارند و همچنین برخی بر خورد ها ی شدید حاکمیت با احزاب و گروهها ی سیاسی در گذشته و امروز موجب بروز نوعی  بی علاقگی بین مردم شده است .

 

3 ) حزب مزاحم آزادی فرد است : عده ای از روشنفکران و فرهیختگان در ایران معتقدند که عضویت در احزاب ، استقلال فردی را از آنها سلب می کند و افراد حزبی ناگزیر منویات حزبی را بر تمایلات شخصی جهان می دهند .

با وجود چنین افکاری نمی توان انتظار داشت که احزابی موفق در جامعه شکل بگیرند و مردم نیز از این احزاب استقبال نمایند .

از طرف دیگر در جامعه ایران اکثراً احزاب بوجود آمده از بالا به پایین بود و وابستگی زیادی به دولتها دارند . این واقعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار یافته و برخی افراد صاحب منصب در دولت اقدام به تشکیل یک حزب نموده اند و آنرا گسترش داده اند . البته این موضوع دقیقاً در تضاد با اصل تحزب است که بر شکل گیری احزاب در پایین است ، جامعه تأکید می ورزد .

نوع دیگری از احزاب که در این کشور فعالیت می کنند به احزاب موسمی معروف هستند که تنها در زمان انتخابات فعالیت می کنند . البته باید در نظر داشت که گسترش دامنة فعالیت احزاب نیازمند منابع مالی و امکانات سخت افزاری است که به دلیل لحاظ نشدن این مورد در قانون و عدم حمایت دولت از احزاب مستقل ، فعالیت این دسته از احزاب دچار مخاطراتی شدیدی شده است و اساساً احزاب مستقل و مردمی توان مالی لازم جهت گسترش دامنه فعالیت خود و ابلاغ برنامه ها و مانیفست کلی خود به جامعه و سپس تبلیغ آن را ندارند . با این حال باید به این نکته اذعان داشت که جامعه بشری هنوز بدلیل های مناسب تری نسبت به احزاب جهت سازماندهی امور و رقابتهای سیاسی ـ اجتماعی جهت کسب کرسیهای قدرت به مردم معرفی نکرده است و کماکان احزاب این نقش خطیر را بر عهده دارند . در نهایت می توان گفت که هم مردم و هم حاکمیت باید گامهای اساسی را در جهت حمایت و هدایت احزاب مستقل بردارند و این امر دست یافتنی نیست مگر با تغییر نگرش دولت و مردم ایران نسبت به تحزب و مشارکت در عرصه حزبی .

 

+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 14 |