
دير زماني است كه با رشد علوم و فنون و شكل گيري عصر نو و مدرنيسم، پارادايمهاي مسلط در عرصه اقتصاد، سياست وعلم و دانش تغيير يافته است. به قول ماكس وبر"مدرنيته جهان را افسون زدايي كرده است". ديگر اقتصاد تابع نظام دستوري دولتي وعرضه و تقاضاي سنتي نيست. اكنون عواملي چون توليد ناخالص ملي GDP و ضريب جيني ، ميزان ذخيره ارزي و نمودارهاي رشد اقتصادي، بوضوح مبين تراز اقتصادي يك كشور هستند.
از طرفي در حوزه علم و دانش و فن آوري، با جزئي شدن امور و ارتقاء سطح دانش عامه، مدارك دانشگاهي جايگاه ويژه خود را يافته اند. تخصص گرايي و دانش به روز، محور گفتمان علمي -آموزشي و پژوهشي قرار گرفته است. تحصيلات آكادميك جزو بايسته هاي نظام مديريتي كشورها محسوب مي شود.
از سويي ديگر ساز و كار حاكم بر روابط بين الملل نيز تغيير يافته است. دوران ديكتاتوري و قلدري نيز به سر آمده است. ديگر كشورها نمي توانند به راحتي و صرفا جهت كشورگشايي حريم مرزي كشور ديگر را مورد تعرض قرار دهند. سازمان ملل، شوراي امنيت و سازمانهاي دفاع از حقوق بشر، و ... سازمانهايي هستند كه بر مبناي جهان وطني و تئوري ليبراليستي شكل گرفته اند و سعي در قبض و بسط الگوهايي همچون دموكراسي، آزادي خواهي و حقوق بش را دارند.
اما بسي عجب، كه در كشور ما مسئولين نظام كمتر به اين ساز و كارها و قواعد توجه مي كنند. چندي پيش رئيس جمهوري محترم كشورمان در كشاكش افزايش قيمت دلار، آنرا بي اهميت و كاغذ پاره خطاب كرده بود، همچنين در قبال صدور قطعنامه هاي اخير سازمان ملل و شوراي امنيت، آنها را مشتي كاغذ پاره هاي بي ارزش ناميده بود. اخيرا هم در نطقي در مجلس، در حمايت از وزارت آقاي كردان، معيار و ملاك مدرك تحصيلي را كاغذ پاره اي بيش نخوانده بود.
بلي نرخ دلار، قطعنامه هاي سازمان ملل و شوراي امنيت و مدارك تحصيلي كاغذ پاره اي بيش نيستند؟!
سخت گيري و تعصب، خامي است تا جنيني، كار خون آشامي است
فكر آن باشد، كه بگشايد رهي ره آن باشد، كه پيش آيد شهي
