تبليغاتX
سیاسی_اجتماعی_کارگری

مرا مقرر است که امروز که من این تالیف می کنم...بزرگان اند که اگر براندن تاریخ {این مردم}مشغول گردند تیر بر نشانه زنند و به مردمان نمایند که ایشان سواران اند و من پیاده و من با ایشان در پیادگی کند... و چنان واجب کندی که ایشان بنوشتندی و من بیاموزمی و چون سخن گویندی من بشنومی. و لیکن چون دولت ایشان را مشغول کرده است... پس من بخلیفتی ایشان این کار را پیش گرفتم، که اگر توقف کردمی، منتظر آنکه تا ایشان بدین شغل پردازند، بودی که نپرداختندی و چون روزگار دراز برآمدی این اخبار از چشم و دل مردمان دور ماندی { و این تجربه تاریخ نیاموختندی و کارهای گران دوباره به خردان سپردندی و بزرگان را بکشتندی و روزگار مهمل گذاشتندی}.          بیهقی،ص ۱۲۹،۱۲۸،۲۵۳      

پدیده گردش نخبگان و امکان رقابت بین گروهها و احزاب مختلف یکی از اصول مسلم جوامع دموکراتیک محسوب می شود. وجهی از آزادی که در برخی موارد نسبت به دموکراسی نیز رجحان می یابد، چرا که تجربه دموکراسی اکثریتی (ژاکوبنی) که در برخی موارد به توتالیتاریانیسم و یا فاشیسم منجر شده، پیش روی بشر امروزی است. امری که موجب تقدم آزادی بر دموکراسی شده است. فی الواقع وجود فضای لازم جهت گردش نخبگان، کشور را در مسیر توسعه سیاسی قرار می دهد. در این حالت گروه اقلیت نسبت به بازگشت به قدرت، ناامید نیست و تمام سعی و هم خود را در جهت جلب حمایت و رضایت حامیان و هواداران خود مصروف می سازد. از طرفی گروه اکثریت نیز نسبت به اقلیت نگاهی حذفی ندارد و در پی حفظ جایگاه و موقعیت خود در میان طبقات مختلف اجتماعی و تداوم اعتماد و اطمینان مردم است.

اما در کشور ما ایران، خصوصا در دو سده اخیر عقلانیت ابزاری و ارزشی میان حاکمیت، خصوصا نخبگان سیاسی وجود نداشته است و افراد و بعضا گروهها در پی تصرف کامل قدرت و استیلای یک جانبه بر حیات سیاسی کشور بوده اند. تا آنجا که کسب قدرت یکی با حضیض دیگری همراه شده است. در این بین سخت ترین ناملایمات را "نخبگان اصلاحی" به خود دیده اند، امثال قائم مقام، امیرکبیر و مصدق و ... .  گرچه اینان در وجدان تاریخی توفیقاتی بدست آورده اند و نامشان به نیکی بر صفحه روزگار بر جای مانده، اما خود قربانی خواستها و بستر نامساعد اجتماعی شده اند. افرادی از این دست نه در، خواست و اراده تنها بودند و نه در نتیجه ای که سرانجام عایدشان شد. 

                                                                              به نظر نگارنده، جهت بررسی موانع توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران بایستی بصورت دقیق و موشکافانه عوامل و عوارض درونی و بیرونی و روشهای بیرون رانده شدن اینان از گود، بررسی و تحلیل گردد.بعبارت بهتر دلایل عدم رشدپذیری و تحمل پذیری ایرانیان، خصوصا در عرصه سیاسی بیشتر مورد مداقه و کنکاش نخبگان و روشنفکران قرار گیرد. خوانندگان محترم برای روشن شدن بیشتر موضوع می توانند به پرسشهای زیر پاسخ دهند:

۱) چرا نگرش مردم نسبت به حکومتها پس از کسب قدرت، جنبه منفی به خود می گیرد؟

۲) و در سویی دیگر چرا حکومتها پس از فتح کابینه بیشتر در پی تخریب و حذف رقیب هستند، تا ارائه برنامه های خود؟

۳) در نهایت اینکه چرا در این کشور تعاطی و تضارب افکار و سلایق، نیروی محرک  موتور توسعه و پیشرفت نبوده و اثری از پرسمان و گفتمان و کنش ارتباطی به تعبیر "هابرماس" دیده نمی شود؟

+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 17 |