تبليغاتX
سیاسی_اجتماعی_کارگری

حوادث روزهای گذشته در ایران، نشان از یک دگردیسی اخلاقی در میان زمامدارانی است که علیرغم خواست مردم برای جایگزینی آنها با شایستگان دیگر، با بی توجهی به قوانین موجود و متاسفانه به هر قیمتی درصددند تا بار دیگر بر مسند قدرت تکیه زنند. طبق قانون اساسی موجود کشور، انتخاب زمامدار با مردم است. رابطه زمامدار و مردم در حال حاضر از سنخ خدایگان و بنده نیست که زمامدار بتواند خارج از عرف زمانه و به دلخواه خود با آنها رفتار نماید یا چون گله ای که به چوپان نیاز دارند به آنها نگاه کند. نمی توان این واقعیت را پنهان کرد که زمامدارانی که نگاهشان به مردم از این زاویه است، بسیار طبیعی است که اکثریت مردم جامعه را خس و خاشاکی چند بنامد و درصدد تحقیر آنها برآید.     

                                                                                                              

رویدادهای اخیر در جامعه ای رویداده است که زمامداران آن با استقراریافته ترین دمکراسی های جهان به مبارزه طلبی افتاده اند و داعیه آن دارند که در دمکراسی لیبرال انسانها له می شوند. این در حالیست که در همین جامعه، شهروندان شریف ما فقط بخاطر درخواست حق قانونی خود، مورد ضرب و شتم، توهین و افترا قرار می گیرند و فراتر از آن علاوه بر جسم زخم خورده شان، جانشان نیز  در معرض تهدید و خطر قرار می گیرد. زمامداران کنونی چه پاسخی به کشته شدگان حوادث اخیر میدهند. چگونه خود را مجسمه اخلاق می دانند درحالیکه به مرگ شهروندان رضایت می دهند؟ براستی که اخلاق و وجدان از دیدن چنین رفتارهایی به نام خدا،مذهب و اخلاق، از شرم فرو ریخته اند. رفتار زمامدارانی که خود را درجایگاه خدایگان تصور می کنند، این خودشیفتگی به حامیان آنها هم سرایت می کند یعنی آنها نیز تصور می کنند که چون خدا یا معصومانند. این دور باطل اگر در جامعه ای استقرار یابد مشخص است که چه دوزخی برای دیگران- اکثریت شهروندان جامعه – ایجاد می کند.

امید است شورای نگهبان، دیوان عالی کشور و سازمانها و نهادهای بین الملی به این مسئله بطور جدی ورود نمایند چرا که اگر روال به همین صورت ادامه یابد دیگر شاهد این حضور حداکثری مردم که می توانست بعنوان فرصتی مغتنم برای نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی گردد، نخواهیم بود.

+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 13 |
 
آنچه كه بيش از پيش در مناظره مهندس موسوي با آقاي رضائي به چشم مي خورد تأكيد وي بر لزوم نهادسازي در جامعه مدني بود . اعتقاد او به امر نهادسازي آن هم به صورت افقي و رويشي، البته با حمايت دولت طوري است كه سه مرتبه آنرا تكرار كرد و امر خصوصي سازي در اقتصاد ، آزادي در ساحت جامعه مدني و پرورش و شكوفايي فرهنگ را منوط به نهاد سازي واقعي دانست .
بر كسي پوشيده نيست كه فرهنگ سياسي ما ايرانيان دچار ضعفهاي اساسي و عميق است. مراتبي از آن اصلاً شكل نگرفته و آنچه هم شگل گرفته در فضاي جامعه توده اي و بدور از حاكميت قانون بوده است .
اصرار مير موسوي به حاكميت قانون و نهادسازي ، همراه با توسعه و پيشرفت ، خبر از اعتقاد قبلي او به اين مؤلفه ها براي بازسازي فونداسيون فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران دارد . امري خطير كه مستلزم همت والاي دولت و مردم خواهد بود . بعد از سي سال از انقلاب اسلامي اين براي اولين بار است كه حاكميت قانون و نهاد سازي تا اين اندازه مورد توجه مسئولين كشور قرار گرفته است. بي شك فيدبك اين شعار انتخاباتي با توجه باينكه از شعارهاي پوپوليستي فاصله دارد ، در بين اقشار پايين دست جامعه كم رنگ و كم تاثير خواهد بود. اينجاست كه مسئوليت من و شما جهت انتقال اين پيام و واسازي مفهومي آن متناسب با آگاهي هاي عامه مردم صد چندان مي شود.
به مير حسين موسوي رأي ميدهم و رياست جمهوري او را بر ايران خوش يمن مدانم چرا كه ديري است كه سياست و اقتصاد ايران دچار حركت پاندولي شده است . گاه با حضور افراد متحجر و مغزهاي فرسوده در منتهي عليه راست، به فاشيسم نزديك مي شود و گاه حركتها و سياستهاي انتحاري در منتهي عليه چپ ، موجب سرخوردگي مردم مي شود و به جاي عقلانيت و منطق و آزادي، پوپوليسم فراگير مي شود و اين سياست نخ نما همچنان سكاندار كشتي انقلاب مي شود .
به مير حسين موسوي رأي ميدهم چرا كه وي اينك بعد از گذشت سالها نه تب و تاب انقلابي دارد و نه به دنبال معرفي خود و حب دنياست . 
او روشنفكر ، افتاده ، متواضع و يك اصلاحگر واقعي است كه به دور از شعار به دنبال اجراي برنامه هاي خود خواهد بود تا وضع فعلي تا حدودي سامان يابد و سياست و اقتصاد ايران از دترمينيسم موجود رهايي يابد . 
به مير حسين موسوي رأي ميدهم چرا كه يك هنرمند است و به ارزشهايش معنقد است . سالم زندگي كرده و اينك هم براي پيروزي به هر روشي متوسل نمي شود . 
 مير حسين موسوي  انساني فرهيخته است كه براي ايجاد تغييرات در سطوح عالي مديريتي  كشور وارد صحنه رقابت شده است . حراف و حتي سخنور نيست اما سخنانش شيرين و دلنشين است و به جاي دروغ گويي در مقام رياست جمهوري ، يك پراگماتيست واقعي است . آن هم نه پراگماتيست رضاخاني ، بلكه كسي كه دم از حاكميت قانون ، آزادي ، نهاد سازي ، توسعه ، پيشرفت مي زند.
  
+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 11 |
 

برای نخستین بار در عمر یک صد و ده سالۀ دانش سیاست در ایران

حمايت 71 نفر از اساتيد علوم سياسي از آقای موسوی در انتخابات ریاست جمهوری

به نقل از سایت نوروز

اهمیت سرنوشت‌ساز و حساسیت انکارناپذیر شرایط امروزین این ملت تاریخ‌ساز است که برای نخستین بار در عمر یک صد و ده سالۀ دانش سیاست در ایران ، استادان علوم سیاسی این دیار را به صدور این بیانیه وا داشته است.

تحولات تاریخ معاصر ایران گویای آن است که به رغم اهمیت انکارناپذیر اقتصاد و تحولات اجتماعی و فرهنگی، سرنوشت این ملت با تحولات بین‌المللی و ساختارهای سیاسی داخلی سخت پیوند خورده است. گرچه بسیاری تلاش کرده‌اند، شأن دانش سیاست را به گردآوری اطلاعات برای تأیید نگرش‌های حاکم و یا گرایش‌های سیاسی خاص فروگاهند، اما تجربۀ تاریخی این ملت نشان داده که عدم بهره‌گیری درست از یافته‌های این دانش شگرف سبب ناتوانی نخبگان در بهره‌برداری درست از تحولات بین‌المللی، عدم شکل‌گیری ساختارهای کارامد سیاسی و در نتیجه بروز مشکلاتی در جامعۀ ایران شده است.

نگاهی گذرا به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که تمامی نقاط عطف تاریخ ایران با نقاط عطف تاریخ جهان همزمان و مرتبط بوده است. عدم بهره‌برداری درست نخبگان ایرانی از موقعیت‌های حساس بین‌المللی و فقدان ساختارهای سیاسی کارامد برای بهره‌گیری درست از این شرایط، گاه ایرانیان را به پرتگاه‌هایی بزرگ کشانده است، و تنها سیاستمداران و متفکران بزرگ بوده‌اند که قطار این ملت را از پرتگاه سقوط نجات بخشیده و جایگاه تاریخ‌ساز آن را احیا کرده‌اند. در سرآغاز قرن نوزدهم میلادی، تغییر شرایط بین‌المللی و عدم درک صحیح سیاستمداران وقت از تحولات سرنوشت‌ساز زمانه بود که زمینه ساز شکست‌های ایران در جنگ‌های ایران و روس و آغاز انحطاط بزرگ در این جامعه بود. وضعیتی مشابه نیز موجب اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و شکست نهضت ملی ایران در ابتدای دهۀ 1330 گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 14 |