
آنچه مشخص است احزاب سیاسی در واقع شکل خاصی از سازماندهی نیروهای اجتماعی هستند و خود به عنوان سازمان ، تحت فشار و حمایت گروهها ، اصناف و نیروهای اجتماعی گوناگون قرار می گیرند . عموماً احزاب سیاسی به عنوان حلقه پیوند میان منافع اجتماعی اقشار مختلف و نهاد های حکومتی عمل می کنند .
تاریخچه شکل گیری احزاب در ایران چندان پیشینه طولانی ندارد و اساساً شکل گیری و گسترش آنها دستخوش تحولاتی شگرف در جامعه توده ای ایران بوده است ، چرا که در برخی مواقع بدون تئوریزه کرد ن مبانی و مبادی اندیشه ها و مکاتب مختلف موجود در جهان ، این ایدئولوژی ها بطور یکجانبه وارد فرهنگ سیاسی اجتماعی کشورمان شده است ( مارکسیسم و لیبرالیسم و ...)
اما به هر صورت نمی توان کار ویژه های اصلی احزاب را در جامعه نادیده انگاشت . در واقع احزاب ضمن ساماندهی به نیرو های اجتماعی و کلاسه بندی خواستها و تمایلات هواداران خود، سعی در تحقق این خواسته ها بصورت مستقیم ( حضور خود حزب در رأس قدرت ) و یا غیر مستقیم ( اعمال فشار و اعلام نظرات به حکومت ) دارند و از این روی بعنوان حلقه میانی هرم قدرت و به عبارت بهتر ضربه گیر هیجانات و درخواستهای عامه مردم عمل می کنند . اینک وجود احزاب مستقل و غیر حکومتی یکی از شاخصهای توسعه و نماد بارز جامعه مدنی تلقی می شود . با این حال هنوز هم احزاب جایگاه واقعی خود را در این کشور بدست نیاورده اند . موا نعی که برای رشد و اعتلای احزاب در جامعه وجود دارد شامل اینگونه مسائل می شود :
1 ) مخالفت حاکمیت با تحزب : در طول یکصد سال اخیر تاریخچة احزاب در ایران همواره شاهد نوعی مخالفت و مقابله حاکمیت با حزب و حزب گرایی بوده ایم ، مگر در مواردی که احزاب به صورت ارگان دولتی خود را به جامعه عرضه کرده ا ند . در واقع احزاب مستقل اغلب نتوانسته اند بطور رسمی و قانونی شکل بگیرند و یا اینکه مورد تهاجم و بی مهری حاکمیت واقع شده اند . حکومت ها در ایران ( چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی ) همواره سعی داشته اند که فضای جامعه توده ای حفظ شود و در این راستا کمترین نقش را برای احزاب مستقل و مردمی قائل شده اند و همواره با بسیج توده ای مردم به اهداف خود در زمینه های مختلف سیاسی ـ اجتماعی نائل شده اند.
2 ) پیشینة تاریخی احزاب در ایران : عامه مردم تصور درست و روشنی از احزاب و فعالیت آنها ندارند و همچنین برخی بر خورد ها ی شدید حاکمیت با احزاب و گروهها ی سیاسی در گذشته و امروز موجب بروز نوعی بی علاقگی بین مردم شده است .
3 ) حزب مزاحم آزادی فرد است : عده ای از روشنفکران و فرهیختگان در ایران معتقدند که عضویت در احزاب ، استقلال فردی را از آنها سلب می کند و افراد حزبی ناگزیر منویات حزبی را بر تمایلات شخصی جهان می دهند .
با وجود چنین افکاری نمی توان انتظار داشت که احزابی موفق در جامعه شکل بگیرند و مردم نیز از این احزاب استقبال نمایند .
از طرف دیگر در جامعه ایران اکثراً احزاب بوجود آمده از بالا به پایین بود و وابستگی زیادی به دولتها دارند . این واقعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار یافته و برخی افراد صاحب منصب در دولت اقدام به تشکیل یک حزب نموده اند و آنرا گسترش داده اند . البته این موضوع دقیقاً در تضاد با اصل تحزب است که بر شکل گیری احزاب در پایین است ، جامعه تأکید می ورزد .
نوع دیگری از احزاب که در این کشور فعالیت می کنند به احزاب موسمی معروف هستند که تنها در زمان انتخابات فعالیت می کنند . البته باید در نظر داشت که گسترش دامنة فعالیت احزاب نیازمند منابع مالی و امکانات سخت افزاری است که به دلیل لحاظ نشدن این مورد در قانون و عدم حمایت دولت از احزاب مستقل ، فعالیت این دسته از احزاب دچار مخاطراتی شدیدی شده است و اساساً احزاب مستقل و مردمی توان مالی لازم جهت گسترش دامنه فعالیت خود و ابلاغ برنامه ها و مانیفست کلی خود به جامعه و سپس تبلیغ آن را ندارند . با این حال باید به این نکته اذعان داشت که جامعه بشری هنوز بدلیل های مناسب تری نسبت به احزاب جهت سازماندهی امور و رقابتهای سیاسی ـ اجتماعی جهت کسب کرسیهای قدرت به مردم معرفی نکرده است و کماکان احزاب این نقش خطیر را بر عهده دارند . در نهایت می توان گفت که هم مردم و هم حاکمیت باید گامهای اساسی را در جهت حمایت و هدایت احزاب مستقل بردارند و این امر دست یافتنی نیست مگر با تغییر نگرش دولت و مردم ایران نسبت به تحزب و مشارکت در عرصه حزبی .
