| برآمد باد صبح و بوی نوروز | به کام دوستان و بخت پیروز |
| مبارک بادت این سال و همه سال | همایون بادت این روز و همه روز |
| چو آتش در درخت افکند گلنار | دگر منقل منه آتش میفروز |
| چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست | حسدگو دشمنان را دیده بردوز |
| بهاری خرمست ای گل کجایی | که بینی بلبلان را ناله و سوز |
| جهان بی ما بسی بودست و باشد | برادر جز نکونامی میندوز |
| نکویی کن که دولت بینی از بخت | مبر فرمان بدگوی بدآموز |
| منه دل بر سرای عمر سعدی | که بر گنبد نخواهد ماند این گوز |
| دریغا عیش اگر مرگش نبودی | دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز |
+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت
20 |

