در ابتدای کار دولت نهم و عزم راسخ رئیس جمهور برای عملی کردن برنامه های اعلامی خود در ایام انتخابات، انتظارات مردم از این دولت بسیار بالا بود. چرا که هم رئیس جمهور در سخنرانیهای خود مکررا به اجرای وعده های داده شده تاکید می ورزید و هم بدلیل یکدست شدن مشی سیاسی مجلس و دولت انتظار می رفت که علیرغم بروز برخی مشکلات و بسته شدن بیشتر فضای سیاسی و رسانه ای ( عدم رشد توسعه سیاسی )، در عرصه اقتصادی و زمینه های اجتماعی و فرهنگی، شاهد رشد قابل ملاحظه ای باشیم. اما در این بین رئیس جمهور منتخب به جد می خواست خودی نشان دهد و تمامی هجمه هایی که در دوران انتخابات ریاست جمهوری به وی منتسب می شد را پاسخ دهد. او خواستار تحولات گسترده بود، به شکلی که مردم وی را یک قهرمان ملی بدانند، علیهذا در برخی امور قوانین و اهرمهای قانونی مانع اصلی وی بشمار می رفت. اینجا بود که سیاستهای پوپولیستی دولت بیش از پیش جلوه گر شد و به صورت مرحله ای آپ می شد.
یک روز سخن از حذف سازمان مدیریت و برنامه ریزی می شد، چرا که تخصیص بودجه بصورت کارشناسی مانع اصلی مانور دولت در استانها بود. روز دیگر صحبت از غولهای اقتصادی و نفوذ در شبکه بانکی می شد، یا اینکه حتی رئیس جمهور شخصا وارد عمل شده و هیات مدیره یک بیمه را عزل می کرد. در عرصه سیاست بین الملل هم بیکار ننشسته و از مدیریت جهانی سخن به میان می آید. این در حالی است که سه قطعنامه علیه ایران صادر می شود. کار تا آنجا پیش می رود که حتی مجلس اصولگرای هفتم نیز به کارشکنی و سنگ اندازی علیه دولت و برنامه های دولت متهم می شود و نماینده عالی دولت مکررا آشکار و پنهان از عملکرد مجلس لب به گلایه می گشاید.جالب تر اینکه وقتی طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش در جریان است، رئیس جمهور با آن مخالفت کرده و با تمام وجود از وزیر خود حمایت می کند، لیکن چند ماه بعد خود همان وزیر را عزل میکند.
وزرای اقتصاد ، آموزش و پرورش، صنایع و معادن، نفت و رئیس کل بانک مرکزی در مدت کوتاهی تغییر می کنند و ترکیب کابینه، وزارتخانه ها و به تبع آن استانداریها و مدیریتهای استانی عوض می شود و در این بین همه بدنبال ایده آلها و آزمون و خطای جناب رئیس جمهور می گردند. البته وی در آخرین سخنرانی خود به برخی از مشکلات و اشتباهات اعتراف نموده ولی همه را به گردن دیگران انداخته اند!
حال سئوال اصلی اینجاست که اساسا مسئول هزینه های مترتب به کشور کیست؟ آیا شخصی، حزبی یا جریانی حاضر است آنها را بپذیرد؟ مقصود نگارنده این است که با توجه باینکه آقای احمدی نژاد به قول خودشان به حزب خاصی وابستگی ندارند، در صورت به فرجام نرسیدن برنامه های اعلامیشان کدام نهاد سیاسی به مردم پاسخگو خواهد بود؟...
