آنچه كه بيش از پيش در مناظره مهندس موسوي با آقاي رضائي به چشم مي خورد تأكيد وي بر لزوم نهادسازي در جامعه مدني بود . اعتقاد او به امر نهادسازي آن هم به صورت افقي و رويشي، البته با حمايت دولت طوري است كه سه مرتبه آنرا تكرار كرد و امر خصوصي سازي در اقتصاد ، آزادي در ساحت جامعه مدني و پرورش و شكوفايي فرهنگ را منوط به نهاد سازي واقعي دانست .
بر كسي پوشيده نيست كه فرهنگ سياسي ما ايرانيان دچار ضعفهاي اساسي و عميق است. مراتبي از آن اصلاً شكل نگرفته و آنچه هم شگل گرفته در فضاي جامعه توده اي و بدور از حاكميت قانون بوده است .
اصرار مير موسوي به حاكميت قانون و نهادسازي ، همراه با توسعه و پيشرفت ، خبر از اعتقاد قبلي او به اين مؤلفه ها براي بازسازي فونداسيون فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران دارد . امري خطير كه مستلزم همت والاي دولت و مردم خواهد بود . بعد از سي سال از انقلاب اسلامي اين براي اولين بار است كه حاكميت قانون و نهاد سازي تا اين اندازه مورد توجه مسئولين كشور قرار گرفته است. بي شك فيدبك اين شعار انتخاباتي با توجه باينكه از شعارهاي پوپوليستي فاصله دارد ، در بين اقشار پايين دست جامعه كم رنگ و كم تاثير خواهد بود. اينجاست كه مسئوليت من و شما جهت انتقال اين پيام و واسازي مفهومي آن متناسب با آگاهي هاي عامه مردم صد چندان مي شود.
به مير حسين موسوي رأي ميدهم و رياست جمهوري او را بر ايران خوش يمن مدانم چرا كه ديري است كه سياست و اقتصاد ايران دچار حركت پاندولي شده است . گاه با حضور افراد متحجر و مغزهاي فرسوده در منتهي عليه راست، به فاشيسم نزديك مي شود و گاه حركتها و سياستهاي انتحاري در منتهي عليه چپ ، موجب سرخوردگي مردم مي شود و به جاي عقلانيت و منطق و آزادي، پوپوليسم فراگير مي شود و اين سياست نخ نما همچنان سكاندار كشتي انقلاب مي شود .
به مير حسين موسوي رأي ميدهم چرا كه وي اينك بعد از گذشت سالها نه تب و تاب انقلابي دارد و نه به دنبال معرفي خود و حب دنياست .
او روشنفكر ، افتاده ، متواضع و يك اصلاحگر واقعي است كه به دور از شعار به دنبال اجراي برنامه هاي خود خواهد بود تا وضع فعلي تا حدودي سامان يابد و سياست و اقتصاد ايران از دترمينيسم موجود رهايي يابد .
به مير حسين موسوي رأي ميدهم چرا كه يك هنرمند است و به ارزشهايش معنقد است . سالم زندگي كرده و اينك هم براي پيروزي به هر روشي متوسل نمي شود .
مير حسين موسوي انساني فرهيخته است كه براي ايجاد تغييرات در سطوح عالي مديريتي كشور وارد صحنه رقابت شده است . حراف و حتي سخنور نيست اما سخنانش شيرين و دلنشين است و به جاي دروغ گويي در مقام رياست جمهوري ، يك پراگماتيست واقعي است . آن هم نه پراگماتيست رضاخاني ، بلكه كسي كه دم از حاكميت قانون ، آزادي ، نهاد سازي ، توسعه ، پيشرفت مي زند.
+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت
11 |

