زنده بودن را به بیداری بگذرانیم، که سالها به اجبار خواهیم خفت. (دکتر علی شریعتی)
از زمانی که دولت نهم تشکیل شده است هر روز با یک پدیده روبرو می شویم. یک روز برق نداریم. یک روز، گاز نیست. روز دیگر باید بنزین را سهمیه بندی استفاده کنیم. قیمت مسکن به بیش از اندازه افزایش می یابد به گونه ای که نه تنها توان خرید آن افسانه می شود بلکه برای اجاره باید رقم های هنگفت پرداخت کنیم. مواد غذایی را باید با گران ترین قیمت تهیه کنیم و سه هزار تومان پول گوجه فرنگی بدهیم و برنامه ریزی به درجه صفر نزدیک می شود چون جایی برای برنامه ریزی کشوری وجود ندارد . همه در تعلیق هستند و جنگ هفتاد و دو ملت در کشور درگرفته است. همه در حال قربانی کردن دیگران برای منافع خود هستند.
روزگاری، میمونی را به همراه بچه اش در گرمابه ای انداختند. لحطه به لحظه درجه گرمابه را زیاد کردند. میمون ها ورجه وورجه می کردند. بالا و پایین می پریدند. به دیوار پنجه می کشیدند تا از آن بالا روند، اما امکانی وجودنداشت . زمین گرمابه داغ و داغتر و سر و صدای میمونها افزون می شد، تا این که میمون مادر تحملش طاق شد، بچه خود را گرفت و نشاند و به روی آن ایستاد تا از داغی زمین در امان باشد. حالا حکایت ماست دولت که باید مامن ما باشد ، گویی طاقتش از فشارها طاق شده و به روی ما نشسته است تا دمی از فشارها در امان باشد.
دوستان اصلاح طلب خصوصا آقای خاتمی زمانی که دولت و صدارت را تحویل جناب احمدی نژاد می دادند می گفتند که محال است دیگر به قبل از دوم خرداد برگردیم. اکنون نه تنها به لحاظ فکری به سالها پیش از دوم خرداد برگشته ایم بلکه به لحاظ عملی نیز برگشته ایم. در دهه شصت به علت جنگ و کمبود سوخت و منابع برق بسیاری از شهرهای کشور قطع می شد. آن زمان دلیل مهم جنگ بود و ملت نیز نه تنها آن موضوع را پذیرفته بلکه با آن همراه شده بودند و حتی خودشان با جان و دل با غول خاموشی و جنگ توامان مبارزه می کردند. اما اکنون چه توجیهی وجود دارد؟ ذخایر مملکت چه شده که حتی توان استفاده از آن برای مبارزه با خاموشی وجود ندارد؟چند روزی است که با دستاورد جدیدی از دولت نهم روبرو هستیم. نیمه های شب بی آن که کسی متوجه شود برق منازل شهر تهران قطع می شود و ساعاتی بعد مجددا وصل می شود! بگذریم ...
و اما اندر احوالات رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و برخورد جناحی محافظه کاران!
چند روزی است که حسب اعلام شورای اجرائی هشتمین دوره انتخابات مجلس هشتم صلاحیتهای کاندیداها اعلام شده است، منتها فقط برای محافظه کاران! و اصلاح طلبان تنها گرم کننده فضای انتخاباتی بودند و دیگر نیازی به حضور آنها نیست.باری تمامی اصلاح طلبان استانها و اکثر اصلاح طلبان تهران رد صلاحیت شدند.با نگاهی اجمالی به اسامی و لیست رد صلاحیت شده ها انسان دچار شگفتی می شود! که چطور افرادی که زمانی وزیر، استاندار، فرماندار، نماینده مجلس و ... در این کشور شده اند و برخی از مناصب حساس و پستهای کلیدی در اختیار آنان بوده است، صلاحیتشان رد شده است.برخی از نمایندگان مجلس هفتم،ششم،پنجم و ... هم رد شده اند. با این تفسیر اگر این افراد صلاحیت ندارند چطور به تصویب قانون پرداخته اند؟ و یا وزرای رد صلاحیت شده، چطور از مجلس رای اعتماد گرفته بودند؟ آیا با وجود این محل اشکال بهتر نیست قوانین مصوب در مجالس پیشین را بایگانی کرده و آنها را از نو بنویسیم؟ البته برای این کار ،حتی به نمایندگان دولتی مجلس هم زحمت ندهیم و به یکباره نوشتن و تصویب قوانین را به عهده دولت و شورای نگهبان بگذاریم؟!
آیا یک اراده سیاسی قوی پشت این رد صلاحیتها وجود ندارد؟! این است مصداق اتحاد ملی و انسجام اسلامی؟! آیا با این نحوه عمل امنیت ملی ما زیر سئوال نمی رود؟!به راستی دلسوز واقعی نظام کیست؟ آیا با این برخوردها فرمایشات امام (ره) زیر پا گذاشته نشده است؟
علی ای حال! امیدوارم مسئولان عالی رتبه نظام اجازه ندهند حیثیت انقلاب و اصل انتخابات عادلانه و آزاد در جمهوری اسلامی این گونه توسط افراد سطحی نگر و قشری زیر سئوال برود...
+ نوشته شده توسط مهدی فرنیان در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت
16 |