<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سیاسی_اجتماعی_کارگری</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/</link>
<description>بیان نظرات خود و اندیشمندان روشنفکر</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Dec 2009 17:28:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ضعف جامعه مدنی</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۱.&lt;STRONG&gt;دیدگاه کلاسیک&lt;/STRONG&gt; &quot;رابرت میخلز با طرح &quot; &lt;STRONG&gt;قانون آهنین الیگارشی&lt;/STRONG&gt;&quot; از نحوه انحصاری شدن تدریجی یک نظام سیاسی در دست یک طبقه حرفه ای سخن می گوید. از نظر وی در هر سازمانی چنانچه رهبری احساس خطر کند با زیر پا نهادن بسیاری از اصول دموکراسی و حتی اگر ضرورت داشته باشد، با بکار گیری روشهای سرکوبگرانه، تلاش می کند قدرت خود را حفظ نماید. میخلز توضیح می دهد که چون مردم عادی کمتر به مسائل سیاسی رغبت نشان می دهند، در نهایت نقش ضعیف تری در پویش سیاسی بازی می کنند. در حالی که اقلیتی کوچک که قابلیت سازماندهی دارد، قادر است که نهضت برپا کند ، گروهی خاص را بسیج کند و یا حتی حرکتهای انقلابی را نیز بر عهده بگیرد.البته ماکیاول نیز در این زمینه حق را مختص زمامدار(شهریار) می داند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۲.&lt;STRONG&gt;دیدگاه نو&quot;&lt;/STRONG&gt; اگر بپذیریم که توسعه سیاسی مجموعه پویشهای مشارکت و نهادینگی سیاسی است، در این صورت نهادینگی سیاسی به خودی خود صورت نخواهد گرفت، بلکه شدیدا متاثر از تلاش مسئولانه و آگاهانه نخبگان سیاسی در جهت افزایش ظرفیت نهادهای سیاسی از طریق اصلاح نقشها، هنجارها و نهادهای سیاسی خواهد بود، تا مردم بتوانند با متشکل شدن در گروهها،احزاب و سازمانها دیدگاهها و خواسته های خود را مستقیما به حکومت اعلام نمایند. بنابراین در شرایط نوسازی سیاسی، اهمیت نخبگان سیاسی که برآمده و عصاره مردم هستند ، در برانگیختن اقدامات موثر و کنترل این اقدامات در راستای توسعه یافتگی شدیدا افزایش می یابد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;با دقت در موارد فوق واضح است که در سده اخیر علت عقب ماندگی ایران در حوزه های مختلف چه بوده است، نوعی اقتدارگرایی یا بهتر بگویم شبه اقتدارگرایی، همراه با عناصر خاص بروکراسی و نظام دیوانی که تحمل شنیدن اندیشه مخالف یا منتقد را نداشته است و در پی جذب (وابسته نمودن) و یا حذف اندیشه رقیب برآمده است. از طرفی عدم وجود همبستگی اجتماعی در بین توده های مردم و عدم تجانس نخبگان فکری و نخبگان ابزاری موجب شده تا این کشور از مسیر نوسازی و توسعه باز مانده و نهادینگی سیاسی در فضای جامعه مدنی ایران انجام نگردد. همچنین با توجه باینکه اساسی ترین نقش نخبگان سیاسی در پویش نهادینگی سیاسی و بسط حوزه سیاست، مشروعیت بخشیدن به ارزشها و نهادهای جدیدی است، که اصول و مبانی همکاری و همزیستی عمومی را تبیین می کنند و به پویش سیاسی  خصلتی ملی ـ اخلاقی می بخشند، اجماع نخبگان سیاسی درون حکومتی و برون حکومتی برای برون رفت از بحرانهای متاثر از شرایط مختلف اجتماعی، لازم و ضروری به نظر می رسد. البته باید در نظر داشت که پیش نیاز این گفتمان، شناسایی کامل حقوق طرف مقابل و اجازه بیان دیدگاهها و نظراتش می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 17:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسي تحليلي ريشه هاي شكاف اجتماعي در ايران </title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;     يك رهيافت براي مطالعه شكافها ، رهيافت استقرائي است كه بر اساس بررسی پيمايشي استوار است.( نوستن و اسكارت بروف 1995) اين رهيافت از حيث مطالعه موضوعي جامعه ايراني بسيار مفيد به نظر مي رسد . رهيافت مذكور در مورد تأثير نخبگان سياسي بر موضوعات مورد رقابت هم بحث كرده است . رهيافتهاي تحليلي مايلند بيشتر روي تقسيمات سياسي عمده يا تنوعات سياسي اصلي و موضوعات مهم مورد رقابت متمركز شوند .                                                     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                                                           &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 120px; HEIGHT: 108px&quot; height=104 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://450.ir/upload/img/1001/1083-10-241176177i94-2809.jpg&quot; width=124 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;     رويكرد جامعه شناختي با الگوي تحليلي اين رهيافت به جامعه ايراني مبين سه نوع شكاف عمده است :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۱.&lt;STRONG&gt;شكاف در توزيع&lt;/STRONG&gt; : اينجا بيشتر مواضع شهروندان در خصوص بازار و منافع مادي، مورد توجه قرار مي گيرد . شكافهاي مربوط به توزيع، درنظامهايي كه احزاب برنامه دار دارند و حزبهايشان براي شهروندان برنامه پيشنهاد مي كند ، از قابليت بالايي برخوردارند تا به شكافهاي سياسي تبديل شوند، اين درحالي است كه چنين شكافهايي در نظامهاي حامي پرور ناديده گرفته و مورد بي توجهي و سركوب واقع مي شوند . شكاف بين روستاييان و شهرنشينان و نيز شكاف بين گروه هاي شغلي از همين سنخ است . دغدغه هايي كه در اين نوع شكاف ها مطرح است اين است كه نظام تخصیص منابع كمياب به شيوه اتوماتيك و بر اساس منطق عرضه – تقاضا مناسب نيست و بايد از آن اجتناب شود و بجاي آن نظام توزيع بايد زير نظر دولت در آيد و نقش بازار تحت الشعاع نقش دولت قرار گيرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.&lt;STRONG&gt;شكاف اجتماعي – فرهنگي&lt;/STRONG&gt; : اينجا هم در يكسو فردگرايان و ليبرتارين هاي شمول گرا قرار دارند كه به مشاركت در تصميم گيري جمعي و قائل به آزادي چشمگير فرد در انتخاب سبك زندگي جداي از زندگي جمعي معتقد هستند ، طرف دوم شكاف كساني هستند كه اقتدارگرا و تماميت طلب هستند و از ضرورت پايبندي فرد به قواعد جمعي و نيز از ضرورت صدور فرامين الزام آور از بالا به پايين طرفداري مي كنند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.     &lt;STRONG&gt;شكاف قومي – فرهنگي&lt;/STRONG&gt; : در اين مورد روابط دوستانه – خصومت آميز براساس عضويت ازلي – انتسابي و غالباً تغيير ناپذير در گروه تعريف و معنايي كاملا سياسي از مفهوم شهروند ارائه مي گردد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;     سه شكاف فوق ممكن است در ظاهر جداي از هم به نظر برسند ، اما در عرصه عمل روي هم تأثير مي گذارند و همديگر را تقويت مي كنند. هرچند شيوه عمل و فرمول هر كدام از آنها متفاوت است . وجود اين شكاف ها منجر به ايجاد فضای ناهمگن در عرصه جامعه مدني ايران شده است. از طرفي طبق نظريه هاي نخبه محور،شهروندان مانند تكه گلي در دستان سياستمداران هستند و سیاستمدارن مانند سفالگراني زبردست به آنها شكل مي دهند . جهت گيري لازم را براي آنها تعبيه مي كنند و شهروندان را آنگونه كه مي خواهند اصطلاحاً تربيت مي نمايند . البته ابزارهايي همچون رسانه هاي صوتي و تصويري، مطبوعات، شخصيتهاي ديني و مذهبي و در يك كلام ساحت مونولوگ گونه و فن سالارانه (تكنوكراتيك )، حاكميت را جهت نيل به اهداف خود همراهي مي نمايند .     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 08:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كمي متفاوت</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;كافكا می گوید:همه چیز سیاه است.&lt;/STRONG&gt;                                                                  &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;?XML:NAMESPACE PREFIX = O /&gt;&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;جیمز جویس می گوید: همه چیز خاكستری است.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مودلیانی می گوید: همه چیز گردنی دراز و باریك است. &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;استریندبرگ&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;می گوید:&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;همه چیز جنگی پایدار میان زن و مرد است. &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;داروین می گوید: همه چیز پیروزی توانمندان است .&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;لورانس می گوید :&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;همه چیز &quot;س...ك...س&quot; است. &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اینشتاین&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;می گوید: همه چیز نسبی است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ماركس می گوید : همه چیز پول است. &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;گوركی می گوید : همه چیز مبارزه ی&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;طبقه ی&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;كارگر است. &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;برتون&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;می گوید : همه چیز رویاست.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آراگون می گوید : همه چیز الیزاست. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;هدایت&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;می گوید : ‌همه چیز فانتزی است. &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مونی می گوید : همه چیز پنبه است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoTitle dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;من هم می گویم : همه چیز درد نتوانستن به آغوش كشیدن&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;زیبایی است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 11:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرگ اخلاق و وجدان</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حوادث روزهای گذشته در ایران، نشان از یک &lt;STRONG&gt;دگردیسی اخلاقی&lt;/STRONG&gt; در میان زمامدارانی است که علیرغم خواست مردم برای جایگزینی آنها با شایستگان دیگر، با بی توجهی به قوانین موجود و متاسفانه به هر قیمتی درصددند تا بار دیگر بر مسند قدرت تکیه زنند. طبق قانون اساسی موجود کشور، انتخاب زمامدار با مردم است. رابطه زمامدار و مردم در حال حاضر از سنخ خدایگان و بنده نیست که زمامدار بتواند خارج از عرف زمانه و به دلخواه خود با آنها رفتار نماید یا چون گله ای که به چوپان نیاز دارند به آنها نگاه کند. نمی توان این واقعیت را پنهان کرد که زمامدارانی که نگاهشان به مردم از این زاویه است، بسیار طبیعی است که اکثریت مردم جامعه را خس و خاشاکی چند بنامد و درصدد تحقیر آنها برآید.      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                                                               &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رویدادهای اخیر در جامعه ای رویداده است که زمامداران آن با استقراریافته ترین دمکراسی های جهان به مبارزه طلبی افتاده اند و داعیه آن دارند که در دمکراسی لیبرال انسانها له می شوند. این در حالیست که در همین جامعه، شهروندان شریف ما فقط بخاطر درخواست حق قانونی خود، مورد ضرب و شتم، توهین و افترا قرار می گیرند و فراتر از آن علاوه بر جسم زخم خورده شان، جانشان نیز  در معرض تهدید و خطر قرار می گیرد. زمامداران کنونی چه پاسخی به کشته شدگان حوادث اخیر میدهند. چگونه خود را مجسمه اخلاق می دانند درحالیکه به مرگ شهروندان رضایت می دهند؟ براستی که اخلاق و وجدان از دیدن چنین رفتارهایی به نام خدا،مذهب و اخلاق، از شرم فرو ریخته اند. رفتار زمامدارانی که خود را درجایگاه خدایگان تصور می کنند، این خودشیفتگی به حامیان آنها هم سرایت می کند یعنی آنها نیز تصور می کنند که چون خدا یا معصومانند. این دور باطل اگر در جامعه ای استقرار یابد مشخص است که چه دوزخی برای دیگران- اکثریت شهروندان جامعه – ایجاد می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امید است شورای نگهبان، دیوان عالی کشور و سازمانها و نهادهای بین الملی به این مسئله بطور جدی ورود نمایند چرا که اگر روال به همین صورت ادامه یابد دیگر شاهد این حضور حداکثری مردم که می توانست بعنوان فرصتی مغتنم برای نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی گردد، نخواهیم بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 09:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راي به موسوي راي به ايجاد نهادسازي در كشور</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description> 
&lt;DIV align=justify&gt;آنچه كه بيش از پيش در مناظره مهندس موسوي با آقاي رضائي به چشم مي خورد تأكيد وي بر لزوم &lt;STRONG&gt;نهادسازي&lt;/STRONG&gt; در جامعه مدني بود . اعتقاد او به امر نهادسازي آن هم به صورت افقي و رويشي، البته با حمايت دولت طوري است كه سه مرتبه آنرا تكرار كرد و امر خصوصي سازي در اقتصاد ، آزادي در ساحت جامعه مدني و پرورش و شكوفايي فرهنگ را منوط به نهاد سازي واقعي دانست . &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;بر كسي پوشيده نيست كه فرهنگ سياسي ما ايرانيان دچار ضعفهاي اساسي و عميق است. مراتبي از آن اصلاً شكل نگرفته و آنچه هم شگل گرفته در فضاي جامعه توده اي و بدور از حاكميت قانون بوده است . &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;اصرار مير موسوي به &lt;STRONG&gt;حاكميت قانون و نهادسازي&lt;/STRONG&gt; ، همراه با &lt;STRONG&gt;توسعه و پيشرفت &lt;/STRONG&gt;، خبر از اعتقاد قبلي او به اين مؤلفه ها براي بازسازي فونداسيون فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران دارد . امري خطير كه مستلزم همت والاي دولت و مردم خواهد بود . بعد از سي سال از انقلاب اسلامي اين براي اولين بار است كه حاكميت قانون و نهاد سازي تا اين اندازه مورد توجه مسئولين كشور قرار گرفته است. بي شك فيدبك اين شعار انتخاباتي با توجه باينكه از شعارهاي پوپوليستي فاصله دارد ، در بين اقشار پايين دست جامعه كم رنگ و كم تاثير خواهد بود. اينجاست كه مسئوليت من و شما جهت انتقال اين پيام و واسازي مفهومي آن متناسب با آگاهي هاي عامه مردم صد چندان مي شود. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;به &lt;STRONG&gt;مير حسين موسوي &lt;/STRONG&gt;رأي ميدهم و رياست جمهوري او را بر ايران خوش يمن مدانم چرا كه ديري است كه سياست و اقتصاد ايران دچار حركت پاندولي شده است . گاه با حضور افراد متحجر و مغزهاي فرسوده در منتهي عليه راست، به فاشيسم نزديك مي شود و گاه حركتها و سياستهاي انتحاري در منتهي عليه چپ ، موجب سرخوردگي مردم مي شود و به جاي عقلانيت و منطق و آزادي، پوپوليسم فراگير مي شود و اين سياست نخ نما همچنان سكاندار كشتي انقلاب مي شود . &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;به مير حسين موسوي رأي ميدهم چرا كه وي اينك بعد از گذشت سالها نه تب و تاب انقلابي دارد و نه به دنبال معرفي خود و حب دنياست .  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;او &lt;STRONG&gt;روشنفكر &lt;/STRONG&gt;، افتاده ، متواضع و يك &lt;STRONG&gt;اصلاحگر واقعي &lt;/STRONG&gt;است كه به دور از شعار به دنبال اجراي برنامه هاي خود خواهد بود تا وضع فعلي تا حدودي سامان يابد و سياست و اقتصاد ايران از دترمينيسم موجود رهايي يابد . &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;به مير حسين موسوي رأي ميدهم چرا كه يك &lt;STRONG&gt;هنرمند&lt;/STRONG&gt; است و به ارزشهايش معنقد است . &lt;STRONG&gt;سالم&lt;/STRONG&gt; زندگي كرده و اينك هم براي پيروزي به هر روشي متوسل نمي شود .  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; مير حسين موسوي  انساني &lt;STRONG&gt;فرهيخته&lt;/STRONG&gt; است كه براي ايجاد تغييرات در سطوح عالي مديريتي  كشور وارد صحنه رقابت شده است . حراف و حتي سخنور نيست اما سخنانش شيرين و دلنشين است و به جاي دروغ گويي در مقام رياست جمهوري ، يك &lt;STRONG&gt;پراگماتيست &lt;/STRONG&gt;واقعي است . آن هم نه پراگماتيست رضاخاني ، بلكه كسي كه دم از حاكميت قانون ، آزادي ، نهاد سازي ، توسعه ، پيشرفت مي زند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;   &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2009 08:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حمایت اساتید و دانشگاهیان</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description> 
&lt;P align=justify&gt;برای نخستین بار در عمر یک صد و ده سالۀ دانش سیاست در ایران &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حمايت 71 نفر از اساتيد علوم سياسي از آقای موسوی در انتخابات ریاست جمهوری&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نقل از سایت نوروز&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اهمیت سرنوشت‌ساز و حساسیت انکارناپذیر شرایط امروزین این ملت تاریخ‌ساز است که برای نخستین بار در عمر یک صد و ده سالۀ دانش سیاست در ایران ، استادان علوم سیاسی این دیار را به صدور این بیانیه وا داشته است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تحولات تاریخ معاصر ایران گویای آن است که به رغم اهمیت انکارناپذیر اقتصاد و تحولات اجتماعی و فرهنگی، سرنوشت این ملت با تحولات بین‌المللی و ساختارهای سیاسی داخلی سخت پیوند خورده است. گرچه بسیاری تلاش کرده‌اند، شأن دانش سیاست را به گردآوری اطلاعات برای تأیید نگرش‌های حاکم و یا گرایش‌های سیاسی خاص فروگاهند، اما تجربۀ تاریخی این ملت نشان داده که عدم بهره‌گیری درست از یافته‌های این دانش شگرف سبب ناتوانی نخبگان در بهره‌برداری درست از تحولات بین‌المللی، عدم شکل‌گیری ساختارهای کارامد سیاسی و در نتیجه بروز مشکلاتی در جامعۀ ایران شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نگاهی گذرا به تاریخ معاصر نشان می‌دهد که تمامی نقاط عطف تاریخ ایران با نقاط عطف تاریخ جهان همزمان و مرتبط بوده است. عدم بهره‌برداری درست نخبگان ایرانی از موقعیت‌های حساس بین‌المللی و فقدان ساختارهای سیاسی کارامد برای بهره‌گیری درست از این شرایط، گاه ایرانیان را به پرتگاه‌هایی بزرگ کشانده است، و تنها سیاستمداران و متفکران بزرگ بوده‌اند که قطار این ملت را از پرتگاه سقوط نجات بخشیده و جایگاه تاریخ‌ساز آن را احیا کرده‌اند. در سرآغاز قرن نوزدهم میلادی، تغییر شرایط بین‌المللی و عدم درک صحیح سیاستمداران وقت از تحولات سرنوشت‌ساز زمانه بود که زمینه ساز شکست‌های ایران در جنگ‌های ایران و روس و آغاز انحطاط بزرگ در این جامعه بود. وضعیتی مشابه نیز موجب اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و شکست نهضت ملی ایران در ابتدای دهۀ 1330 گردید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 11:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات 88</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc33&quot;&gt;ايران پيشرفته همراه با قانون، عدالت و آزادي&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مهندس میرحسین موسوی در دانشگاه مازندران با اشاره به پلاکادری که روی آن نوشته شده بود «بهار نزدیک است» گفت: من هم معتقدم «بهار نزدیک است» و ما باید از فضای تیره و مبهم عبور کنیم و به فضای روشنی منتقل شویم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش خبرنگار قلم نیوز، موسوی در جمع پرشور و در میان استقبال و تشویق های دانشجویان پردیس بابلسر دانشگاه مازندران افزود: شاخص‌هایی که در سال‌های اخیر در دست داشته‌ایم موجب غرور و افتخار ما نیست و باید دگرگون شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;رشد اقبال عمومي نسبت به مير حسين موسوي&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اينك نياز به تغيير در سطوح مديريتي كشور، بيش از هر زمان ديگري ضروري مي نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از طرفي از بعد جامعه شناسي سياسي ايران نيز الگوي &quot;&lt;STRONG&gt;توسعه آمرانه&lt;/STRONG&gt; &quot;در شرايط گذار شايد مناسب ترين راهكار براي رشد و پيشرفت كشور و همچنين برخورداري مردم از رفاه نسبي باشد. با اين توصيفات مي توان موسوي را  گزينه اصلح براي انتخاب براي رياست جمهوري دانست. چراكه وي حائز خصوصياتي است كه مي تواند اجماع لازم را بين&lt;STRONG&gt; نخبگان ابزاري و فكري&lt;/STRONG&gt; ، براي پيشبرد مسير &lt;STRONG&gt;توسعه همه جانبه&lt;/STRONG&gt; فراهم نمايد. اصل احترام متقابل، تخصص گرايي، اعتقاد به قانون، عدالت، آزادي و اجتناب از پوپوليسم و عملكرد سنتي و هيئتي از باورهاي وي در اين مقطع زماني است كه مي تواند در صورت انتخاب از سوي مردم بعنوان&lt;STRONG&gt; فرصتي&lt;/STRONG&gt; براي جمهوري اسلامي ايران در راستاي بازتوليد&lt;STRONG&gt; پلوراليسم و مدنيت &lt;/STRONG&gt;در عرصه داخلي و&lt;STRONG&gt; اقتدار و عزت &lt;/STRONG&gt;در ساحت بين المللي تلقي گردد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 May 2009 11:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهاریه</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نوروز ۸۸ مبارک  &lt;/FONT&gt;                                                                                                                                                                 &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک&lt;BR&gt;شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک&lt;BR&gt;آسمان آبی و ابر سپيد&lt;BR&gt;برگهای سبز بيد&lt;BR&gt;عطر نرگس ، رقص باد&lt;BR&gt;نغمه و بانگ پرستوهای شاد&lt;BR&gt;خلوت گرم کبوترهای مست&lt;BR&gt;نرم نرمک ميرسد اينک بهار&lt;BR&gt;خوش بحالِ روزگار …&lt;BR&gt;خوش بحالِ چشمه ها و دشتها&lt;BR&gt;خوش بحالِ دانه ها و سبزه ها&lt;BR&gt;خوش بحال غنچه های نيمه باز&lt;BR&gt;خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز&lt;BR&gt;خوش بحالِ جانِ لبريز از شراب&lt;BR&gt;خوش بحالِ آفتاب …&lt;BR&gt;ای دل من ، گرچه در اين روزگار&lt;BR&gt;جامهء رنگين نمی‌پوشی به كام &lt;BR&gt;بادهء رنگين نمی‌نوشی ز جام &lt;BR&gt;نقل و سبزه در ميانِ سفره نيست &lt;BR&gt;جامت از آن می كه می‌بايد تهی است &lt;BR&gt;ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم&lt;BR&gt;ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب&lt;BR&gt;ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از &lt;FONT color=#00cc00&gt;بهار&lt;/FONT&gt; …&lt;BR&gt;گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ&lt;BR&gt;هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ …&lt;BR&gt;                                        &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 16:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسان خوشبخت کیست؟</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;خوشبختي تاحدي به شرايط بيروني و تا اندازه‌اي با خود شخص ارتباط دارد. بسياري از كساني كه احساس خوشبختي نمي‌كنند، ريشه هاي اندوه و خوشبخت نبودنشان را به موضوعات معنوي و ذهني نسبت مي دهند. در حاليكه اينها نه سبب ساز خوشبختي و نه عامل احساس بدبختي است، بلكه صرفا يك نشانه‌اند. كسي كه خوشبخت نيست باورهاي نوميد‌‌ كننده را مي پذيرد و او كه احساس خوشبختي مي كند، باورهاي شاد دارد. هر دوي اينها خوشبختي يا بدبختي خود را به اين باورهايشان ارتباط مي‌دهند، حال آنكه موضوع به قراري ديگر است. براي اغلب اشخاص عواملي براي رسيدن به خوشبختي لازم هستند، ازجمله اين عوامل مي توان به مسائل و الزامات فيزيولوژيك، برخوردار بودن از روابط انساني خوب ( عشق و مهر) و كار خوب و مورد علاقه اشاره كرد. بعضي نيز گمان مي كنند كه خوشبختها بايد لزوما پدر يا مادر باشند، بدون اينها تنها افرادي استثنايي ممكن است به احساس خوشبختي برسند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                                                            &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما گاهي اوقات همه عوامل فوق تا حدودي مهياست، اما فرد باز آنچنان كه شايسته است احساس خوشبختي نمي‌‌ كند كه مي توان دلايل اين امر را در آرماني بودن، دور از دسترس بودن خواسته ها، عدم تطابق نيازها با محيط و … جستجو كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;با تدقيق بيشتر در اين خصوص مي توان دريافت كه بعنوان مثال انسان طبعا در زندان احساس خوشبختي نمي كند و كسي كه در خود فرو مي رود و از دنياي بيرون باز مي ماند، لزوما در بند زندان خويش گرفتار است و احساس خوشبختي نمي كند. در تمامي حالات اميال متوجه درون است و در دنياي بيرون چيز لذت بخشي احساس نمي‌ شود. حقايق زندگي سرانجام تاثير خود را مي گذارند و هر اندازه بخواهيم خود را بطور مصنوعي از برابر آنها پنهان كنيم به درون ما نفوذ مي كنند. از آن گذشته كساني هستند كه در مقام فريب خود هستند، در ته دل مي‌دانند كه دارند خودشان را فريب مي دهند. اين اشخاص پيوسته در بيم آن زندگي مي كنند كه مبادا به حكم اجبار با واقعيتهاي زندگي روبرو شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما انسان خوشبخت كسي است كه به واقعيتها و عينيتها توجه دارد. به چيزهاي مختلف مهر مي ورزد و علايق فراوان دارد . كسي كه به ديگران محبت مي كند زمينه را براي محبت ديدن خو فراهم مي سازد. دريافت مهر و محبت يكي از عوامل مهم خوشبختي است. اما مهرطلب لزوما مهري نصيب نمي برد. كسي كه مهر مي بيند معمولا فردي است كه مهر مي ورزد، اما مهر ورزيدن نبايد از روي حساب و كتاب باشد، بلكه بايد اقدامي بدون چشمداشت باشد. مهري كه از روي چشمداشت باشد، مهر نيست و كسي دريافت آنرا احساس نمي كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در نهايت اينكه خوشبخت كسي است كه خود را جزئي از نظام كل هستي در نظر بگيرد و بداند كه يكي از شهروندان عالم هستي است. خوشبخت كسي است كه از نعمات دنيا و آنچه از آن نصيب مي برد، بهره برداري مي كند. خوشبخت كسي است كه از مرگ بيمي به خود راه نمي دهد، زيرا خود را جدا از كساني كه بعد از او متولد خواهند شد، احساس نمي كند. تنها در وحدت با جريان زندگي است كه مي توان سعادت و خوشبختي را تجربه كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پي نوشت:  برگرفته از &quot;تسخير خوشبختي&quot; برتراند راسل، البته با كمي تغيير و تلخيص.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Mar 2009 12:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هویت زنانه</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;IMG height=130 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs136.xs.to/xs136/09074/31398.jpg&quot; width=103 align=baseline border=0&gt; پيرامون هويت زنانه كه آيا مستقل از هويت مردانه است و يا در اساس تفاوتي با آن ندارد، سخن بسيار رفته است، بي شك تدقيق در اين امر مستلزم شناخت بايسته روحيات ، حالات و خواسته هاي زنانه است.اشراف داشتن به جنس اين نوع خواستها، مي تواند كمك بسزايي در ارائه فرمول براي درك هويت زنانه دهد.بد نيست در اين خصوص به بهانه يكصدمين سالگرد تولد سيمون دوبوار بيشتر با آراء و نظرات وي آشنا شويم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;   سیمون دوبوار بانوی نویسنده فرانسوی (1908-1986) در خانواده‌ای متوسط و مرفه زاده شد و از حیث هوش و حساسیت دختری زودرس به شمار آمد، تحصیلات خود را در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه انجام داد و در حدود پانزده سال به تدریس اشتغال یافت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;   كسب هويتي آزاد و مستقل براي زنان جزو دغدغه هاي هميشگي سيمون دوبوار محسوب مي شود. &quot;&lt;B&gt;كار&lt;/B&gt;&quot; براي زنان يكي از راههاي رهايي بخشي است كه اين نويسنده بر آن تاكيد زيادي دارد و حتي يك بخش از كتاب جنس دومش را به &quot;&lt;STRONG&gt;زن&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;مستقل&lt;/STRONG&gt;&quot; اختصاص داده است: &quot; فقط و فقط كار مي تواند آزادي واقعي را براي زن تامين كند.&quot; دوبوار عقيده دارد امتيازي كه مرد دارد و از همان دوران كودكي احساس مي شود اين است كه موضوع انسان بودن او با سرنوشت مردانه اش تباين ندارد و دچار تشتت نمي شود، اما از زن خواسته مي شود براي كمال بخشيدن به زنانگي اش خود را شي ء و طعمه كند، يعني از خواسته هاي خود چشم بپوشد. اين تضاد وضع زن را به نحوي خاص مشخص مي كند. زن از بند رسته از اينكه در وظيفه زنانگي خود استقرار پذيرد خودداري مي كند، زيرا نمي خواهد خود را مثله كند. اما طرد جنسيت نيز نوعي مثله شدن است. انصراف او از زنانگي به مثابه انصراف از قسمتي از انسانيتش است. از نظر سیمون دوبوار مسأله زیردستی زن، چیزی است که بر حسب قراردادها و سنتها در ذهن مردم جای گرفته و کم و بیش از روی اراده بر آنان تحمیل شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;   دوبوار در مورد موقعيت زنانه مي گويد: &quot; اينكه زن نيز آزاد است و طرح مي افكند، اما طرحي كه مي افكند در جهاني است كه مرد بر آن سلطه دارد  و به مثابه جنس اول زن را وامي دارد كه به خود بعنوان جنس دوم بنگرد، بعنوان موجودي كه از جنس ديگر است، يعني در حاشيه است، فرعي است، اصليتي ندارد بايستي پيروي كند و بايستي فرمانبردار باشد. موقعيت زنانه محصول موقعيت مردانه است. موقعيت مردانه امكان فرارفتن را به مرد مي دهد، اين امكان را اما از موقعيت زنانه سلب مي كند. زن فرا نمي رود، فرو مي نشيند، &lt;STRONG&gt;براي خود نيست، در خود است&lt;/STRONG&gt;.&quot; حكم دوبوار اين است كه فراروي از وجود هم اكنوني، پرت كردن خود در آينده، ريختن طرحي كه درخود را براي خود كند. يعني به قوه وجود فعليت بخشد، پيرو جنسيت است، آن هم نه بعنوان يك امر طبيعي و زيست شناختي، بلكه بعنوان موقعيت. و كار از نظر اين فيلسوف فمنيست، راهي به سوي رهايي زنان است هرچند در اين مسير هم مشكلات فراوان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;   از کتابهای معروف سیمون دوبوار کتاب &lt;B&gt;ماندارنها&lt;/B&gt; Les Mandarins است که در 1954 به اخذ &lt;B&gt;جایزه گونکور&lt;/B&gt; Goncourt نایل آمد. در این کتاب زندگی نویسندگان و روشنفکران دست چپ که نویسنده خود مدتی در میان آنان بسر برده است، نشان داده شده و موجبات انتخاب راه سیاسی آنان بیان گردیده است. از آثار دیگر سیمون دوبوار این کتابهاست: &lt;B&gt;اگزیستانسیالیسم و خردمندی ملتها&lt;/B&gt; L’Existentialisme et la Sagesse des nations (1914)، &lt;B&gt;امریکای روزمره&lt;/B&gt; L’Amerique au Jour le Jour (1948)، &lt;B&gt;مرگی بسیار ملایم &lt;/B&gt;Une mort tres douce (1964) ، &lt;B&gt;تصاویر زیبا&lt;/B&gt; Les Belles Images (1966) و &lt;B&gt;پیری &lt;/B&gt;La Vieillesse (1969).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;   &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;نام سیمون دوبوار پیوسته با نام ژان پل سارتر همراه است؛ خاصه در دوره­ای میان سالهای 1943 و 1950 که مکتب اگزیستانسیالیسم بر ادبیات، نفوذ قابل توجهی داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Feb 2009 11:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
