<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سیاسی_اجتماعی_کارگری</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/</link>
<description>بیان نظرات خود و اندیشمندان روشنفکر</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 21 Jul 2008 14:40:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گفتمان روشنفکری</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 184px; HEIGHT: 153px&quot; height=296 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i36.tinypic.com/10rv1nd.jpg&quot; width=184 align=baseline border=0&gt; واژه &lt;STRONG&gt;&quot;روشنفکر&lt;/STRONG&gt;&quot; عموما واژه ای ابهام آميز در پهنه افكار ايرانيان است. خصوصيات و دغدغه هاي روشنفكري هميشه براي ما غريب و بس دور بوده است.داستان روشنفكري ما پس از جنبش مشروطيت، اعراض از سنت و تقليد از ايدئولوژيهاي غربي بوده است.البته نوع عرضه همين مواد خام نيز، جاي بحث و بررسي دارد. بعنوان مثال هيچ گاه جريان روشنفكري، جايگاه فونداسيون بناي جامعه و حكومت را نداشته است و اغلب بعنوان كالاي لوكس و زينتي در طراحي داخلي و آن هم در محافل خصوصي و شب نشينيهاي روشنفكري نمود يافته است. حتي افرادي چون دانيل لرنر و ساموئل هانتينگتون، روشنفكران ايراني را افرادي فاقد تخصص و مهارت، و صرفا حراف مي دانند كه شيك مي پوشند، سخنان گزيده مي گويند، انتقاد مي كنند، هيچ كس را قبول ندارند و در عين حال هيچ كاري نيز از دستشان برنمي آيد.&lt;BR&gt;اما از نظر &quot;&lt;STRONG&gt;بندا&lt;/STRONG&gt;&quot; مشكل امروزي جامعه اين است كه روشنفكران، آمريت اخلاقي خود را به چيزي واگذارده اند كه او، در تعبيري پيشگويانه، آنرا &quot;سازمان هيجان جمعي&quot; مانند فرقه گرايي، احساسات توده اي، خصومتهاي ناسيونالسيتي و منافع طبقاتي مي نامد. او اين معنا را تشخيص داده بود كه به خدمت گرفتن روشنفكران تا چه حد براي حكومتها مهم و حياتي است. با اين حال تجزيه و نحليل &quot;&lt;STRONG&gt;گرامشي&lt;/STRONG&gt;&quot; از روشنفكر، بعنوان كسي كه جامعه اجراي يك رشته وظايف بر عهده اش نهاده، از همه داده هاي بندا به حقيقت نزديك تر است. در نظر گرامشي، هركس كه امروزه در يكي از حوزه هايي مشغول كار باشد كه با توليد و توزيع دانش ارتباط دارد، روشنفكر تلقي مي شود. نسبت اصطلاح صنعت توليد دانش به آنچه توليد فيزيكي ناميده مي شود، در بيشتر كشورهاي صنعتي غربي بسوي الگوهاي عملي پيش رفته است. تا آنجا كه &quot;&lt;STRONG&gt;ميشل فوكو&lt;/STRONG&gt;&quot;، فيلسوف فرانسوي اعتقاد دارد كه روشنفكر به اصطلاح جهانشمول( احتمالا او، ژان پل سارتر را مد نظر داشته) جاي خود را به روشنفكر ويژه سپرده است، كسي كه در يك رشته مشخص صاحب تخصص و كارويژه مربوط به خود است.&lt;BR&gt;به تعبير من، روشنفكر نه يك صلح طلب و نه يك سازنده وفاق عمومي است. روشنفكر كسي است كه همه هستي اش به تشخيص و تمييز انتقادي موكول است.تشخيص و تمييزي كه حاضر به قبول فرمولهاي ساده، عبارتهاي پيش پا افتاده يا يكنواخت و در واقع همسازي با آن چيزي نيست كه قدرت يا سنت بايد بگويد و انجام دهد. البته بايد قول و عمل روشنفكر يكي باشد و آستينها را بالا زده و وارد ميدان عمل شود. به قول &lt;STRONG&gt;كانت&lt;/STRONG&gt; دوران ما، دوران نقد است همه چيز بايد به نقد سپرده شود.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 14:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توزیع کوپن دغدغه سی ساله!</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs228.xs.to/xs228/08271/images159.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;                                                                                                            &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;چند روز پیش وقتی از شرکت برمی گشتم تجمع مردم مقابل اداره پست موجب جلب نظرم شد. اقشار مختلف مردم اعم از زن و مرد، کودک و سالمند برخی پشت به پشت داخل صفوف و بعضی خارج از صفوف مربوطه مشغول قیل و قال بودند. آنچه بیشتر جلب توجه می کرد در وحله اول سر و صداها و اعتراضات جمع (حدود 300 نفری) بود. نزدیکتر رفتم تا ببینم اصل موضوع چیست، چرا که ترکیب سنی افراد، آن هم جلوی اداره پست حاکی از این بود که مورد خاصی بوقوع پیوسته و هیچ شباهتی  به اعتراضات و تحصنهای دانشجویان، کارگران و یا فرهنگیان نداشت.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;بلی شاید درست حدس زده باشید این صفوف برای اخذ کوپن یارانه ای سالیانه بود، که از طریق اداره پست توزیع می شد. حس کنجکاوی تحریکم کرد و از یک مرد میانسال پرسیدم چند ساعت در این مکان بوده، وی با غرولند جواب داد که&quot; سه ساعتی میشه&quot; دوباره پرسیدم خب چرا کوپن ها رو تحویل نمی گیرید، گفت&quot;مگه تحویل می دهند که ما نمی گیریم. هر نیم ساعت یک نفر میره داخل و بعد از امضا کردنها و انگشت زدنهای متعدد بیرون میاد. به ما هم نمیگن که کی نوبت ما میشه، لذا مجبوریم همین طور انتظار بکشیم، تا وقت اداری تموم بشه&quot;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نقل موضوع فوق شاید ظاهرا سطحی به نظر آید، لیکن دقیقا از مولفه های جوامع توده ای و دولت رانتیر بشمار می آید. هر چند در مورد اصل موضوع یعنی تخصیص یارانه سخن موافق و مخالف بسیار است و عده ای آنرا سم اقتصاد کشور می دانند و معتقدند سیستم یارانه ای هدفمند و هوشمند نشده و در بسیاری از مواقع به دست دهکهای پایین جامعه نمی رسد و یا اینکه کافی نمی باشد، با این حال قصد و غرض نگارنده پرداختن به اصل موضوع و ارائه دیدگاههای کارشناسانه نسبت بدان نمی باشد، چراکه علمای اقتصادی در این کشور فراوانند و نوبت به بنده کمترین نمی رسد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما سخن اینجاست که چرا در مدت سی سال گذشته راهکار مناسبی برای توزیع آن پیدا نشده، بعبارت دیگر اگر تخصیص یارانه دولتی مصوب و قانونی است و طبق نسخه نوشته شده اقتصادی باید به مردم تعلق گیرد، چرا شیوه مناسبی برای توزیع آن در نظر گرفته نشده است؟ چرا مردم خود را با حضور در صفهای عریض و طویل کوپن، شیر، روغن، قند، نان و غیره تحقیر می کنیم؟! چرا به وقت که همچون دم و بازدم حیاتی ترین سرمایه انسانی است ارزش داده نمی شود؟! با این حال شعار مدیریت جهانی و دفاع از مستضعفین جهان سرداده می شود و به آن مستضعف اصلی که عزت و کرامتش در این صفوف شکسته شده و از بین می رود وقعی گذاشته نمی شود؟! براستی چرا؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 10:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وام دادن دیگر حرام است!</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>   در پی تشکیل دولت نهم در سال ۸۴ هماره شعارهای اشتغال زایی از طریق&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 139px; HEIGHT: 141px&quot; height=141 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs227.xs.to/xs227/08216/295_vam809.jpg&quot; width=181 align=baseline border=0&gt; ایجاد بنگاههای زود بازده مطرح شده و علیرغم تاکید اقتصاددانان و اساتید دانشگاه نسبت به بار تورمی سیاستهای اقتصادی دولت، رئیس چمهوری بیش از پیش بر برنامه اقتصادی خود اصرار ورزیده و آنرا تنها داروی شفابخش اقتصاد ایران معرفی کرده است. اینک با اعتراف ایشان به عدم کفایت تیم اقتصادی کابینه و عزل وزیر اقتصاد و مشاجرات لفظی با رئیس کل بانک مرکزی و طرح استیضاح وزیر بازرگانی موضوع ابعاد ویژه ای به خود گرفته است. در وافع همگان منتظر اعلام سیاستهای جدید اقتصادی دولت جهت کنترل تورم، قیمت روزافزون مسکن و حل معضل بیکاری اند. سئوال اصلی این است که آیا سیاستهای قبلی تداوم خواهد داشت و یا صرفا به تعبیر معاون اول رئیس جمهور مثل بازی فوتبال بازیکنان تعویض خواهند شد. بعبارت دیگر مقصود نگارنده این است که آقای احمدی نژاد ضمن تغییر در ترکیب، به تغییر در تاکتیک هم در حوزه اقتصادی خواهد پرداخت یا خیر؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اخیرا رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده است که با فتوای مقام معظم رهبری در حرام خواندن پرداخت وام مشروط به سپرده گذاری، جلوی پرداخت این وامها گرفته خواهد شد. مظاهری همچنین افزود در این استفتاء آمده است اگر دادن پول به صندوق بصورت قرض بماند به این شرط که صندوق هم بعد از آن مدت وامی در اختیار او قرار دهد، این شرط در حکم ربا بوده و شرعا حرام و باطل است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بلی، بدین ترتیب حالا مظاهری فتوای رهبری را به رخ رئیس جمهوری می کشد. در همین راستا نمایندگان مجلس هم تکانی به خود داده و بعضا افرادی همچون احمد توکلی انتقاداتی را از عملکرد دولت مطرح می کنند. &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;در این مملکت گاهی اوقات احکام شرعی هم به کمک اقتصاد می آیند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; حال باید دید آقای احمدی نژاد تا چه حد می تواند بر سیاستها و برنامه های اعلامی خود پایبند بماند... راستی چرا تا به حال این نوع وامها حرام نبوده؟! بگذریم...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 May 2008 10:52:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هزینه سنگین!</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>                                                         &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs126.xs.to/xs126/08174/1149.gif&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    در ابتدای کار دولت نهم و عزم راسخ رئیس جمهور برای عملی کردن برنامه های اعلامی خود در ایام انتخابات، انتظارات مردم از این دولت بسیار بالا بود. چرا که هم رئیس جمهور در سخنرانیهای خود مکررا به اجرای وعده های داده شده تاکید می ورزید و هم بدلیل یکدست شدن مشی سیاسی مجلس و دولت انتظار می رفت که علیرغم بروز برخی مشکلات و بسته شدن بیشتر فضای سیاسی و رسانه ای ( عدم رشد توسعه سیاسی )، در عرصه اقتصادی و زمینه های اجتماعی و فرهنگی، شاهد رشد قابل ملاحظه ای باشیم. اما در این بین رئیس جمهور منتخب به جد می خواست خودی نشان دهد و تمامی هجمه هایی که در دوران انتخابات ریاست جمهوری به وی منتسب می شد را پاسخ دهد. او خواستار تحولات گسترده بود، به شکلی که مردم وی را یک قهرمان ملی بدانند، علیهذا در برخی امور قوانین و اهرمهای قانونی مانع اصلی وی بشمار می رفت. اینجا بود که سیاستهای پوپولیستی دولت بیش از پیش جلوه گر شد و به صورت مرحله ای آپ می شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;         یک روز سخن از حذف سازمان مدیریت و برنامه ریزی می شد، چرا که تخصیص بودجه بصورت کارشناسی مانع اصلی مانور دولت در استانها بود. روز دیگر صحبت از غولهای اقتصادی و نفوذ در شبکه بانکی می شد، یا اینکه حتی رئیس جمهور شخصا وارد عمل شده و هیات مدیره یک بیمه را عزل می کرد. در عرصه سیاست بین الملل هم بیکار ننشسته و از مدیریت جهانی سخن به میان می آید. این در حالی است که سه قطعنامه علیه ایران صادر می شود. کار تا آنجا پیش می رود که حتی مجلس اصولگرای هفتم نیز به کارشکنی و سنگ اندازی علیه دولت و برنامه های دولت متهم می شود و نماینده عالی دولت مکررا آشکار و پنهان از عملکرد مجلس لب به گلایه می گشاید.جالب تر اینکه وقتی طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش در جریان است، رئیس جمهور با آن مخالفت کرده  و با تمام وجود از وزیر خود حمایت می کند، لیکن چند ماه بعد خود همان وزیر را عزل میکند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وزرای اقتصاد ، آموزش و پرورش، صنایع و معادن، نفت و  رئیس کل بانک مرکزی در مدت کوتاهی تغییر می کنند و ترکیب کابینه، وزارتخانه ها و به تبع آن استانداریها و مدیریتهای استانی عوض می شود و در این بین همه بدنبال ایده آلها و آزمون و خطای جناب رئیس جمهور می گردند. البته وی در آخرین سخنرانی خود به برخی از مشکلات و اشتباهات اعتراف نموده ولی همه را به گردن دیگران انداخته اند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال سئوال اصلی اینجاست که اساسا مسئول هزینه های مترتب به کشور کیست؟ آیا شخصی، حزبی یا جریانی حاضر است آنها را بپذیرد؟ مقصود نگارنده این است که با توجه باینکه آقای احمدی نژاد به قول خودشان به حزب خاصی وابستگی ندارند، در صورت به فرجام نرسیدن برنامه های اعلامیشان کدام نهاد سیاسی به مردم پاسخگو خواهد بود؟... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 11:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیگر مجلس در راس امور نیست!</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;                                                                                                       &lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 268px; HEIGHT: 272px&quot; height=272 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs126.xs.to/xs126/08143/5850.png&quot; width=301 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 286px; HEIGHT: 272px&quot; height=333 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs126.xs.to/xs126/08143/majlis338.jpg&quot; width=262 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;با مروري كوتاه بر نتايج هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي به راحتي مي توان دريافت كه كم و بيش تجربه انتخابات دوره هفتم تكرار شده است و جناح موسوم به اصولگرا در دوره هشتم اكثريت مجلس را خواهند داشت. برخي از صاحب نظران سياسي بر اين باور بودند كه بعد از 2 خرداد 76 قدرت محافظه كاران رو به افول گراييده و ديگر ياراي رقابت با اصلاح طلبان( حداقل در نهادهاي انتخابي ) را نخواهند داشت و به تاريخ خواهند پيوست و دولت هفتم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;پس از اجراي يكسري رفرمهاي ساختاري همراه با حمايتها و استقبال عمومي مردم در مجلس ششم به سمت دموكراتيزه كردن بيشتر حكومت و طي مسير توسعه گام خواهد برداشت. البته اين امر واقع نشد و محافظه كاران بيش از پيش بر قدرت خود افزودند و تب و تاب توسعه سياسي از جامعه برافتاد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال بايد ديد چه عواملي باعث شكست اصلاح طلبان در انتخاباتهاي اخير شده است، اصلاح طلباني كه در واقع بعد از 2 خرداد 76 با خواست جمعي و از بطن جامعه و مردم شكل گرفته بودند و در تكاپوي ارائه بديلي ديگر براي اداره جامعه بودند:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;1)&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;رد صلاحيت گسترده كانديداها از طرف هياتهاي نظارت مركزي كه بسياري از فعالين سياسي، دلسوزان نظام و مردم را نسبت به انتخابات دلسرد كرد و عملا مهره هاي اصلي اصلاح طلبان را از صحنه رقابت حذف كرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;2)&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عدم احراز صلاحيت برخي از كانديداها تا روزهاي آخر موجب رخوت و سردرگمي آنها و مردم گرديد. احزاب و گروههاي سياسي نيز بجاي معرفي كانديداها و عرضه برنامه هاي خود بصورت مدون و گرم كردن تنور انتخابات با چنان فضائي روبرو شدند كه نه راه پس داشتند و نه راه پيش و بعضا زمزمه هاي شركت و يا عدم شركت آنان در انتخابات به گوش مي خورد و اين در حالي بود كه اصولگرايان با خيال آسوده سرگرم معرفي و تبليغات گسترده حتي قبل از شروع زمان قانوني تبليغات بودند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: Zar&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;3)&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عدم تحقق خواسته ها و انتظارات مردم از اصلاح طلبان در مجلس ششم و معوق ماندن مطالبات سياسي، اقتصادي و ... مردم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: Zar&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;4)&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حضور كم رنگ تر مردم در پاي صندوقهاي راي در شهر هاي بزرگ نسبت به ادوار قبل.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: Zar&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;5)&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تشديد فضاي جامعه توده اي و سيطره المانهاي اين نوع جامعه در حوزه راي و انتخابات.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; TEXT-INDENT: -18pt; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: Zar&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;آنچه به نظر مي رسد آن است كه سطح نمايندگي مجلس در سالهاي اخير نزول كرده و از نظر حاكميت يك نماينده &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مي تواند حداكثر در مورد مديران کل استاني اظهار نظر نمايد و در واقع نبايد دخالتي در قواي سه گانه و ارگانهاي تحت نظر رهبري داشته باشد. اين در حالي است كه طبق قانون اساسي مجلس حق نظارت بر قواي سه گانه را دارد. همچنين بنيانگذار انقلاب مكررا مي فرمود&quot;مجلس در راس امور است&quot; منتها اينك ديگر اقتداري از آن مجلس باقي نمانده و صراحتا نماينده عالي دولت هنگام ارائه لايحه بودجه سال 87 مجلس را از ورود به مصاديق و ماده هاي واحده برحذر مي دارد! ديگر خبري از پيگيري هاي كميسيون اصل نود و تحقيق و تفحص بر عملكرد سازمان صدا و سيما ، وضعيت زندانها ، دعاوي مطروحه در قوه قضائيه، عملكرد رئيس جمهور و وزرا و ...نمي باشد &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بلي! ديگر مجلس در راس امور نيست. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: Zar&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در هر حال انتخابات دوره هشتم هم برگزار شده است، اما نكته حائز اهميت  آن است كه بايد از ظرفيتهاي موجود در نظام استفاده بهينه شود. واقعا دور از انصاف است به افرادي كه در شكل گيري انقلاب و در تثبيت آن نقش انكار ناپذيري داشته اند بخاطر اختلاف در سلايق سياسي فضاي لازم داده نشود و اين افراد نتوانند از فيلتر شوراي نگهبان رد شوند!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;در انقلابي كه بر مبناي پلوراليسم معرفتي و اجتماعي و بالندگي نظام انديشه دين مدارانه و خردورزانه شكل گرفته بود و بر اساس آن حق حاكميت انسان بر سرنوشت خويش در تقابل با حق حاكميت الهي قرار نمي گيرد و در نظام سياسي مطلوب و مورد نظر آن جمهوريت و اسلاميت وجوهي سازگار و تفكيك ناپذير تلقي مي شوند، گردش نخبگان از طريق انتخابات رقابتي آزاد شرط لازم دوام و اصلاح پذيري آن است.&lt;/FONT&gt; &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: Zar&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Apr 2008 21:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهاریه</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=270 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs125.xs.to/xs125/08123/4lidf9i983.jpg&quot; width=553 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=3 cols=2 cellPadding=3 width=&quot;95%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;برآمد باد صبح و بوی نوروز   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;به کام دوستان و بخت پیروز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;مبارک بادت این سال و همه سال   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;همایون بادت این روز و همه روز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;چو آتش در درخت افکند گلنار   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;دگر منقل منه آتش میفروز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;حسدگو دشمنان را دیده بردوز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;بهاری خرمست ای گل کجایی   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;که بینی بلبلان را ناله و سوز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;جهان بی ما بسی بودست و باشد   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;برادر جز نکونامی میندوز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;نکویی کن که دولت بینی از بخت   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;مبر فرمان بدگوی بدآموز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;منه دل بر سرای عمر سعدی   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;که بر گنبد نخواهد ماند این گوز  &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;دریغا عیش اگر مرگش نبودی   &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز   &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 16:40:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهی به موانع تحزب در ایران ! </title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                &lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;        &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs125.xs.to/xs125/08104/1857.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;   آنچه مشخص است احزاب سیاسی در واقع شکل خاصی از سازماندهی نیروهای اجتماعی هستند و خود به عنوان سازمان ، تحت فشار و حمایت گروهها ، اصناف و نیروهای اجتماعی گوناگون قرار می گیرند . عموماً احزاب سیاسی به عنوان حلقه پیوند میان منافع اجتماعی اقشار مختلف و نهاد های حکومتی عمل می کنند &lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; تاریخچه شکل گیری احزاب در ایران چندان پیشینه طولانی ندارد و اساساً شکل گیری و گسترش آنها دستخوش تحولاتی شگرف در جامعه توده ای ایران بوده است ، چرا که در برخی مواقع بدون تئوریزه کرد ن مبانی و مبادی اندیشه ها و مکاتب مختلف موجود در جهان ، این ایدئولوژی ها بطور یکجانبه وارد فرهنگ سیاسی اجتماعی کشورمان شده است ( مارکسیسم و لیبرالیسم و ...) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;اما به هر صورت نمی توان کار ویژه های اصلی احزاب را در جامعه نادیده انگاشت . در واقع احزاب ضمن ساماندهی به نیرو های اجتماعی و کلاسه بندی خواستها و تمایلات هواداران خود، سعی در تحقق این خواسته ها بصورت مستقیم ( حضور خود حزب در رأس قدرت ) و یا غیر مستقیم ( اعمال فشار و اعلام نظرات به حکومت ) دارند و از این روی بعنوان حلقه میانی هرم قدرت و به عبارت بهتر ضربه گیر هیجانات و درخواستهای عامه مردم عمل می کنند . اینک وجود احزاب مستقل و غیر حکومتی یکی از شاخصهای توسعه و نماد بارز جامعه مدنی تلقی می شود . با این حال هنوز هم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;احزاب جایگاه واقعی خود را در این کشور بدست نیاورده اند . موا نعی که برای رشد و اعتلای&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;احزاب در جامعه وجود دارد شامل اینگونه مسائل می شود :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;1 ) مخالفت حاکمیت با تحزب : در طول یکصد سال اخیر تاریخچة احزاب در ایران همواره شاهد نوعی مخالفت و مقابله حاکمیت با حزب و حزب گرایی بوده ایم ، مگر در مواردی که احزاب به صورت ارگان دولتی خود را به جامعه عرضه کرده ا ند . در واقع احزاب مستقل اغلب نتوانسته اند بطور رسمی و قانونی شکل بگیرند و یا اینکه مورد تهاجم و بی مهری حاکمیت واقع شده اند . حکومت ها در ایران ( چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی ) همواره سعی داشته اند که فضای جامعه توده ای حفظ شود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و در این راستا کمترین نقش را برای احزاب مستقل و مردمی قائل شده اند و همواره با بسیج توده ای مردم به اهداف خود در زمینه های مختلف سیاسی ـ اجتماعی نائل شده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;2 ) پیشینة تاریخی احزاب در ایران : عامه مردم تصور درست و روشنی از احزاب و فعالیت آنها ندارند و همچنین برخی بر خورد ها ی شدید حاکمیت با احزاب و گروهها ی سیاسی در گذشته و امروز موجب بروز نوعی  بی علاقگی بین مردم شده است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;3 ) حزب مزاحم آزادی فرد است : عده ای از روشنفکران و فرهیختگان در ایران معتقدند که عضویت در احزاب ، استقلال فردی را از آنها سلب می کند و افراد حزبی ناگزیر منویات حزبی را بر تمایلات شخصی جهان می دهند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;با وجود چنین افکاری نمی توان انتظار داشت که احزابی موفق در جامعه شکل بگیرند و مردم نیز از این احزاب استقبال نمایند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;از طرف دیگر در جامعه ایران اکثراً احزاب بوجود آمده از بالا به پایین بود و وابستگی زیادی به دولتها دارند . این واقعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار یافته و برخی افراد صاحب منصب در دولت اقدام به تشکیل یک حزب نموده اند و آنرا گسترش داده اند . البته این موضوع دقیقاً در تضاد با اصل تحزب است که بر شکل گیری احزاب در پایین است ، جامعه تأکید می ورزد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نوع دیگری از احزاب که در این کشور فعالیت می کنند به احزاب موسمی معروف هستند که تنها در زمان انتخابات فعالیت می کنند . البته باید در نظر داشت که گسترش دامنة فعالیت احزاب نیازمند منابع مالی و امکانات سخت افزاری است که به دلیل لحاظ نشدن این مورد در قانون و عدم حمایت دولت از احزاب مستقل ، فعالیت این دسته از احزاب دچار مخاطراتی شدیدی شده است &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و اساساً احزاب مستقل و مردمی توان مالی لازم جهت گسترش دامنه فعالیت خود و ابلاغ برنامه ها و مانیفست کلی خود به جامعه و سپس تبلیغ آن را ندارند . با این حال باید به این نکته اذعان داشت که جامعه بشری هنوز بدلیل های مناسب تری نسبت به احزاب جهت سازماندهی امور و رقابتهای سیاسی ـ اجتماعی جهت کسب کرسیهای قدرت به مردم معرفی نکرده است و کماکان احزاب این نقش خطیر را بر عهده دارند . در نهایت می توان گفت که هم مردم و هم حاکمیت باید گامهای اساسی را در جهت حمایت و هدایت احزاب مستقل بردارند و این امر دست یافتنی نیست مگر با تغییر نگرش دولت و مردم ایران نسبت به تحزب و مشارکت در عرصه حزبی . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Mar 2008 11:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرگ جنبش دانشجويي!</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>در بررسی آِخرین شماره نشریه شهروند به مطلبی در خصوص جنبش دانشجویی برخوردم،و این امر باعث شد علیرغم اینکه قصد داشتم پستی در مورد آزادی،اصول ،شرایط و اقسام آن را در صفحه نخست وب قرار دهم،در تصمیمم تجدید نظر کرده و مطلب آقای محمد قوچانی را در این پست درج نمایم.انصافا محمد در عین جوانی صاحب تجربه فراوان در زمینه نویسندگی و سردبیری است . مقالات و کتابهای وی عموما هم دارای بار علمی است و هم شیوائی و زیبائی خاص خود را دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                 &lt;IMG height=145 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs224.xs.to/xs224/08082/1455.jpg&quot; width=118 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جنبش دانشجويي نماد توسعه سياسي نيست، نماد توسعه‌نيافتگي است.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از اين دو نفر كدام نام را مي‌شناسيد: مارشال دوگل يا كوهن بنديت؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بدون شك نام دوگل نام آشنايي است؛ اما كوهن بنديت كيست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;كوهن بنديت، رهبر جوان انقلاب 1968 دانشجويان فرانسه عليه ژنرال دوگل بود. «كوهن بنديت فرزند يك وكيل يهودي آلماني بود كه در زمان رايش سوم (عصر هيتلر) به سال 1933 به فرانسه گريخت و در فرانسه به دانشگاه رفت و رهبر گروه دانشجويان آنارشيست شد و در مه 1968 هنگامي كه در برابر دوربين تلويزيون فرانسه پليس اين كشور را تقبيح كرد، به يك اسطوره‌ تبديل شد. رهبر كمونيست‌هاي فرانسه يعني ژرژ مارشه كه از دانشجويان دل خوشي نداشت، كوهن بنديت را با عنوان يهودي آلماني سرزنش كرد. روز بعد دانشجويان به خيابان‌ها ريختند و فرياد برآوردند ما همه يهودي آلماني هستيم.» (چنگيز پهلوان: مجله انديشه جامعه، ش14، دي79)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;كوهن بنديت گرچه نام آشنايي نيست؛ اما تيپ آشنايي است. چه بسيار دانشجوياني كه نام او را نشنيده‌اند يا نشان او را نديده‌اند اما بنديت را مي‌شناسند و به او تشبه مي‌جويند و او را الگوي خود مي‌دانند و خويش را شبيه او مي‌سازند: شورشگر و پرسشگر. پسري كه عليه پدران خويش مي‌شورد. دانشجويي كه ژنرال‌ها را به نبرد مي‌خواند. جواني كه پيران را به تاريخ مي‌سپارد. منتقدي ابدي كه حاكمان را نقد بلكه نفي مي‌كند و اينها همان تعريف جنبش دانشجويي است. اگر فرض كنيم كه دانشگاه زادگاه مدرنيته است و اگر گمان كنيم نسل اول ايدئولوژي‌هاي مدرن (ليبراليسم و سكولاريسم و اومانيسم) در دانشگاه زاده شده‌اند، جنبش دانشجويي هم فرزند اين خانه است و زاييده نسل دوم ايدئولوژي‌هاي مدرن (سوسياليسم و ماركسيسم و آنارشيسم). جنبش دانشجويي در ذات خود جنبشي چپ است. چپ عليه وضع موجود كه نه فقط سنت كه مدرنيته ليبرال است. اگر «دانشگاه مدرن» سنت‌هايي چون اشرافيت و مذهب را نقد مي‌كرد «جنبش دانشجويي» سرمايه‌‌داري و حكومت نمايندگي را نقد مي‌كند و اين نقد به ويژه در عصر جنگ سرد مهم‌ترين هويت جنبش دانشجويي بود. آن زمان كه سرمايه‌داري غرب به هوش آمده بود و با تاسيس جمهوري‌هاي شورايي در شرق جهان متوجه بحران جنبش‌هاي كارگري شده بود و با طراحي نظام تامين اجتماعي سعي مي‌كرد كارگران اروپاي غربي و آمريكاي شمالي را بخرد و جنبش‌هاي كارگري را اخته كند و متفكران ماركسيست را به تجديدنظر در مباني كارگري ماركسيسم وادار كند، فيلسوفان و نظريه‌پردازاني چون هربرت ماركوزه به هوش آمدند و در گوش دانشجويان خواندند كه «امروز جنبش دانشجويي نقش محلل و هموار‌كننده راه جنبش انقلابي را دارد.» (انقلاب يا اصلاح، ص30) همين تاويل‌هاي ماركسيستي بود كه در سال 1968 دانشجويان اروپا را برانگيخت كه وظيفه فروگذار شده توسط كارگران را كه به جزئي از بورژوازي تبديل شده بودند برعهده گيرند و نسل تازه‌اي از كمونيست‌ها را ايجاد كنند. آنان هدف خود را به درستي انتخاب كرده بودند: محافظه‌كار پيري كه ژنرال هم بود و جمهوري فرانسه را پادشاهي انتخابي مي‌ناميد. نمادها همه درست بودند: پيري، محافظه‌كاري، نظامي‌گري، سلطنت‌طلبي و از همه مهم‌تر؛ پدرسالاري. مطالبات هم روشن بود: جواني، انقلابيگري، صلح‌خواهي، جمهوريخواهي و سرانجام: جوان‌سالاري. تصويري تراژيك از اين مطالبات را برناردو برتولوچي در فيلم «رويايي‌ها» نشان داده است: اوج عصيان‌گري حتي عليه مناسبات اخلاقي و روابط خانوادگي. نبرد با سنت تا درون خانواده و روابط جنسي و خلق انسان‌نو كه هم با سنت مي‌جنگد و هم با سنت جديد (مدرنيته).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جنبش دانشجويي در چنين فضايي به ايران هم رسيد. همان‌گونه كه دانشگاه مدرن محصولي وارداتي به حساب مي‌آمد، جنبش دانشجويي نيز براي ايرانيان يك كالاي جذاب خارجي بود. به دشواري مي‌توان گفت پيدايش جنبش دانشجويي ايران نتيجه منطقي دانشگاه مدرن در ايران بود چرا كه انقلابي‌ترين دانشجويان ايران كساني بودند كه دانشگاه‌هاي غرب را ديده بودند و از اين جهت بيش از آنكه از درون مناسبات دانشگاهي ايران برخيزند ترجمه مناسبات خارجي و همتايان جهاني خويش بودند. تقليد اين مناسبات تا جايي پيش رفته بود كه مطالبات جنبش دانشجويي ايران- كه كشوري ماقبل سرمايه‌داري و بورژوازي بود- با مطالبات جنبش دانشجويي فرانسه- كه در گذار از سرمايه‌داري و بورژوازي به نقد و نفي آن رسيده بود- تفاوتي نداشت. اولين جرقه در 16 آذر 1332 زده شد. هر سه شهيد 16 آذر گرايش‌هايي چپ و چپ- ملي داشتند و به پاي آمريكايي قرباني شدند كه مظهر راست و راست جهاني محسوب مي‌شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در سال‌هاي بعد گردش به چپ دانشجويان و صورت‌بندي جنبش دانشجويي كامل شد. حادثه اول بهمن 1340 و ورود نظاميان به دانشگاه جنبش را در وضعيت انقلابي/چريكي قرار داد. در عين حال به دليل شرايط خاص ايران همزمان دو شاخه چپ‌گرا و اسلام‌گرا در جنبش دانشجويي ايران شكل گرفت و از دل همين دو گرايش يا از ادغام آنها سازمان‌هاي سياسي و شبه‌نظامي مانند فداييان و مجاهدين شكل گرفتند كه مصداق شورش پسران در برابر پدران بودند. جوانان چپ‌گرا، حزب توده و جبهه ملي را به سبب اهمال، ضعف، سستي و مماشات در برابر حكومت تحقير مي‌كردند. شايد اگر مصدق در قدرت مانده بود واقعا به دوگل ايران تبديل مي‌شد كه پيري بود محافظه‌كار و مخالف تغييرات سريع، همچنانكه جوانان مجاهدين خلق (اوليه) از بازرگان به همين سبب عبور كردند و او را كه پدر انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان بود واگذاشتند و مبارزه مسلحانه را جانشين مبارزه قانوني كردند. نبرد پدران و پسران با پيروزي انقلاب اسلامي ايران هم پايان نيافت. دمي اين پدر پير (بازرگان) را چريك پير خواندند كه هم ستايش بود و هم نكوهش. ستايش بود كه بازرگان هم «چريك» خوانده مي‌شد و به اين افتخار (!؟) نائل مي‌آمد و نكوهش بود كه بازرگان «پير» بود و به كار چريكان جوان نمي‌آمد. سرانجام فرزندان همان پدر، افرادي كه از درون انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان روئيده بودند و با آموزه‌هاي بازرگان و البته شريعتي «اسلام‌گرا» شده بودند بر او شوريدند و چنان كردند كه در 13 آبان 1358 با هجوم به سفارت ايالات متحده آمريكا ناقوس مرگ پدران و سقوط دولت موقت را به صدا درآوردند. چندي پدران و پسران به طعنه و كنايه روزگار گذراندند و يكديگر را با لقب‌هاي ناروا خواندند. در جنبش دانشجويي 1968 فرانسه دانشجويان اروپايي به جاي آنكه چهره‌هاي ملي خويش را پاس دارند و از شارلماني و ناپلئون و دوگل ياد كنند، ياد و نام و عكس‌ مائو و چه‌گوارا و لنين را گرامي مي‌داشتند. در ايران نيز به يكباره نمادهاي دانشجويان دگرگون شد و آنان نه فقط از مصدق و بازرگان كه از فاطمي و شريعتي هم عبور كردند و دل به بزرگاني مانند امام خميني و آيت‌الله مطهري دادند كه در نقد وضع موجود راسخ‌تر و اصولي‌تر از روشنفكران ديني و ملي بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان به عنوان جناح اكثريت جنبش دانشجويي ايران در دهه 60 برخلاف ديگر همتايان خود در جهان به قدرت رسيدند و از مقام منتقدان ابدي حكومت به جزئي از حاكميت تبديل شدند و اين اتفاق در واقع مشابه اقدامي بود كه در جريان انقلاب فرهنگي چين رخ داد و در آن مائو از نسل جوان عليه بوركراسي وقت حزب كمونيست چين استفاده كرد و از بالاي سر نسل خود با نسل جديد رابطه برقرار كرد و انقلابي در انقلاب انجام داد همچنان كه انقلاب دوم را در ايران نامي برازنده تسخير سفارت آمريكا در تهران دانسته‌اند. بدين‌ترتيب جنبش دانشجويي ايران از سال 1358 تا يك دهه بعد از مقام نهضت به موقعيت نظام تغيير كرد و به جزئي مهم از نظم و نظام موجود تبديل شد كه خاصيت ضدنظم بودن را از آن مي‌زدود. مهم‌ترين فرآيند اين تحول پس از واقعه 13 آبان انقلاب فرهنگي بود كه در اتفاقي شگرف يك جناح از جنبش دانشجويي جناح‌هاي ديگر را حذف كرد و خود به جناح حاكم دانشگاه عليه دانشجويان و استادان تبديل شد. با وجود اين جناح دانشجويي در درون جمهوري اسلامي همچنان جناحي شورشي و انقلابي باقي ماند. رقيب تازه آن محافظه‌كاران درون حكومت بود كه در مقابل جوان‌گرايي دانشجويان مي‌ايستادند و مدافع روحاني‌سالاري، پيرسالاري و پدرسالاري بودند. اوج اين تقابل در جريان انتخابات دومين دوره مجلس شوراي اسلامي رخ داد كه در آغاز آن پيران محافظه‌كار قصد داشتند جوانان انقلابي را به تقليد سياسي از خويش بخوانند و دانشجويان توانستند با جلب نظر امام خميني در نفي تقليد سياسي و بيان اين جمله متهورانه كه انحصار سياست‌ورزي به روحانيت توطئه‌اي بدتر از توطئه جدايي دين از سياست است براي خويش مشروعيت ديني ايجاد كنند و در پايان كار دفتر تحكيم وحدت به عنوان ارگان سياسي دانشجويان جوان از ائتلاف حاكم منشعب شد و زمينه انشعابات سياسي بعدي در حاكميت را فراهم آورد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جنبش دانشجويي ايران در دهه 60 به عنوان تنها جنبشي كه به قدرت رسيده بود به سرعت رفتارهايي فراتر از يك حزب سياسي از خود نشان داد. عناصر كليدي اين جنبش وارد نهادهاي امنيتي و قضايي شدند و از موضع راديكاليسم چپ در برابر نهادهاي اقتصادي و اجتماعي قرار گرفتند. جنبشي كه پرچمدار آزادي بود امنيت را بر آن ترجيح داد. در درون دانشگاه‌ها نيز انجمن‌هاي اسلامي به عنوان تنها نهادهاي دانشجويي تعريف شدند و حتي در برابر شكل‌گيري انجمن‌هاي دانشجويي اسلامي ديگر به‌خصوص انجمن‌هاي محافظه‌كار مقاومت مي‌كردند و خود را نوعي پارلمان دانشجويي با اكثريت تثبيت شده چپ و راديكال مي‌دانستند كه حاضر به انشعاب اقليت نبودند؛ كاري كه خود در گذشته انجام داده بودند و از تكرار آن نگران بودند. اين دوره اما در سال 1368 پايان يافت. با تغيير جهان، فروپاشي اتحاد شوروي و گردش به راست در ايران دولتي به قدرت رسيد كه خود را محتاج دانشجويان نمي‌دانست. رهبران اين دولت تكنوكرات‌هايي بودند كه با دانشجويان مرزبندي داشتند. جناح دانشجويي حاكميت وقت با هرگونه آزادسازي اقتصادي (سرمايه‌داري) مخالف بود و دولت جديد قصد آزادسازي اقتصادي داشت. دانشجويان با همين منطق سال‌ها قبل با بسط و توسعه دانشگاه آزاد اسلامي مخالف بودند و هرگونه خصوصي‌سازي آموزش عالي را رد مي‌كردند و در مقابل آن تجمع و تحصن مي‌كردند، اما دولت جديد مدافع دانشگاه آزاد اسلامي و خصوصي‌سازي آموزش عالي بود. دولت جديد در آغاز وزيري را براي آموزش عالي برگزيد كه دور از راي و نظر دفتر تحكيم وحدت نباشد اما با كاهش نفوذ اين دفتر در حكومت به‌خصوص قوه مقننه و قوه قضائيه و وزارت اطلاعات، وزير بعدي كاملا در جهت عكس نظر دفتر تحكيم وحدت انتخاب شد تا پيش از اين هر وزيري كه براي آموزش عالي ايران از سال 1360 بدين‌سو انتخاب شده بود يا مطابق ميل دفتر تحكيم وحدت بود يا در اثر مخالفت اين دفتر از قدرت خارج شده بود. از سوي‌ديگر با جلوگيري يا محدود ساختن ميتينگ سالانه دفتر تحكيم وحدت در13 آبان و تبديل آن به مراسمي دولتي، جناح دانشجويي حاكميت به نهادي كم‌اثر در قدرت تبديل شد. ميتينگ سالانه 13 آبان پس از انقلاب اسلامي جايگزين پاسداشت روز 16 آذر شده بود كه تغيير گفتمان‌ ايدئولوژيك جنبش دانشجويي از جناحي چپ‌گرا به جناحي اسلام‌گرا را نشان مي‌داد. اين نماد از دهه 70 توسط حكومت مصادره و سرانجام كمرنگ شد. همه اين شرايط سبب شد دانشجويان كه در دهه 60 از جنبش به جناح تبديل شده بودند بار ديگر به جنبش تبديل شوند و در برابر دولت قرار گيرند. اين بار هدف‌گيري آنها نه به سوي محافظه‌كاران كه جانب تكنوكرات‌ها بود. بدين ترتيب در مراسم 13 آبان از دانشگاه به سوي سفارت آمريكا حركت مي‌كردند و در راه مقابل ساختمان بانك مركزي عليه سياست تعديل اقتصادي و مقابل سفارت آمريكا عليه تنش‌زدايي شعار مي‌دادند و روي پرچم آمريكا رژه مي‌رفتند و آن را به آتش انقلابيگري خود مي‌سوزاندند. جنبش دانشجويي با احياي انقلابيگري خود قصد قدرت‌نمايي داشت غافل از آنكه شرايط جهاني تغيير كرده و عصر چپ‌گرايي به سر آمده است. به‌تدريج آموزگاران آنها ناگزير از مراجعه به كلاس‌هاي درس شدند و در توفيقي اجباري از جنبش دانشجويي به دانشگاه مدرن رفتند. درس‌هاي ناتمامي كه به علت تسخير سفارت آمريكا و سپس ورود به حاكميت نخوانده بودند را دوباره مرور كردند و بار ديگر دانشجو شدند. اين بار اما جوان نبودند، ميانسالاني ساده بودند كه دانش، آنان را فروتن كرده و از اراده‌گرايي دور مي‌ساخت. جنبش دانشجويي همواره نهادي اراده‌گرا بوده است و اراده‌گرايي مادر چپ‌گرايي است. اراده‌گرايي غرور بي‌انتهاي انسان جديد است كه در برابر جبرگرايي انسان سنتي قرار دارد. انسان سنتي بيش از اندازه فروتن است. جهان را بزرگتر از آن مي‌بيند كه انسان توان تغيير آن را داشته باشد اما انسان جديد بيش از اندازه گستاخ است. جهان را كوچك‌تر از آن مي‌بيند كه قابل تغيير نباشد و خود را بزرگ‌تر از آن كه بتواند جهان را دگرگون كند. بنابراين حتي اگر كارل ماركس گفته باشد تاريخ بايد تغيير كند تا جامعه تغيير كند، لنين روشنفكران انقلابي را قاتل تاريخ مي‌خواند. همين اراده‌گرايي بود كه پسران سال 57 را عليه پدران شوراند. سفارت آمريكارا فتح و دولت موقت را ساقط كرد و انقلاب فرهنگي را حاكم ساخت اما بازگشت به دانشگاه دانشجويان نسل سال 57 را فروتن ساخت. هنوز معلوم نيست دانش جديد يا سن بالا كداميك نقش بيشتري در فروتني اين نسل داشت. آنچه مسلم است اينكه اينان با فراگيري علوم تازه مانند حقوق و علوم سياسي و اقتصاد و علوم اجتماعي دريافتند كه تغيير جهان به اين آساني نيست و آزادي سياسي ريشه در آزادي اقتصادي دارد و شهروندي بدون سرمايه‌داري به‌دست نمي‌آيد. انتخابات رياست جمهوري سال 1376 روز پرده‌برداري از اين تحولات بود. نامزد منتخب اصلاح‌طلبان براي اولين بار در جمع دانشجويان و در دفتر تحكيم وحدت اعلام نامزدي كرد و از جيب خود كتابچه كوچكي را درآورد كه بر جلد آن عنوان قانون اساسي نقش بسته بود. اكنون روشن بود كه جنبش دانشجويي نه در پي عبور از قانون كه‌ به‌دنبال حاكميت قانون است و اين با ماهيت آنارشيستي آن تضاد داشت. با پيروزي نامزد دانشجويان در انتخابات رياست‌جمهوري، جنبش دانشجويي بار ديگر وارد حاكميت شد و به جناح دانشجويي حاكميت اصلاح‌طلب تبديل شد. نسل جديد دفتر تحكيم وحدت سرمست از بازگشت به قدرت، خواستار مشاركت در حاكميت بود. آنان براي انتخابات شوراها و سپس انتخابات مجلس نامزد معرفي كردند و در مقام حزب قرار گرفتند. تعداد بسياري از مديران وزارت كشور و مسئولان استانداري‌ها از ميان دانشجويان انتخاب شدند و نه‌تنها سياست‌ورزي كه حكمراني كردند. اما حاكميت دهه 70 مانند حاكميت دهه 60 نبود. ورود به قدرت مزاياي سابق را نداشت. بحران‌هاي سياسي در راديكال‌ترين شكل خود به صورت حوادث18 تير جلوه‌گر شد و جنبش دانشجويي به دو جناح محافظه‌كار و راديكال تقسيم شد. ورود به حكومت و سياست جنبش دانشجويي را از درون با بحران روبرو كرد. كساني كه شريك حاكميت بودند نمي‌توانستند رفتارهايي مانند اپوزيسيون نشان دهند و همين تناقض سبب شد به‌تدريج انشعاب‌هاي تازه‌اي در نهادهاي دانشجويي شكل گيرد و سرانجام اين جنبش متوقف شود و به‌صورت‌هايي پراكنده و دور از سياست درآيد. دفتر تحكيم وحدت از درون متلاشي شد و هنوز اميد احياي آن به صورت نهادي سراسري كه روزي وزير تعيين مي‌كرد و نماينده معرفي مي‌كرد وجود ندارد. احزاب سياسي كه در انقلاب فرهنگي از دانشگاه‌ها رانده شده بودند دوباره به دانشگاه‌ها بازگشتند و شاخه‌هاي دانشجويي خود را بر دفتر تحكيم وحدت ترجيح دادند؛ شاخه‌هايي كه وفاداري بيشتري به حزب مادر داشتند. كار به‌جايي رسيد كه برخي از همان دانشجوياني كه در دهه 60 عليه پدران خود شوريده بودند و با تسخير سفارت آمريكا سرنوشت ايران را دگرگون كرده بودند خطاب به نسل تازه دانشجويان گفتند وجود جنبش دانشجويي نه‌تنها نشانه توسعه سياسي نيست كه نماد توسعه‌نيافتگي سياسي است. چراكه اگر احزاب حرفه‌اي با سياستمداران حرفه‌اي و برنامه‌اي روشن براي اداره كشور وجود داشته باشد چرابايد امر عظيم قدرت و بازي بزرگان به دست جواناني بيفتد كه هميشه جوان نيستند و روزي از مقام دانشجو عبور مي‌كنند و بدون تعهدي به آينده در كار سياست دخالت مي‌كنند. اين دانشجويان سابق و سياستمداران فعلي درست مي‌گفتند اما حرف درست آنها چه دير و چه ناتمام بود. دير بود چراكه سال‌ها پيش از اين پدر اول مرحوم بازرگان كتاب بازي جوانان با سياست را نوشته بود و فراموش‌شده بود و ناتمام بود چراكه در درجه اول بايد رفتار خود اين دانشجويان نقد مي‌شد كه سي سال قبل با دخالت غيرحرفه‌اي در سياست، تاريخ ايران را دگرگون كرده بودند. در عين حال اين واقعيتي تلخ است كه وجود جنبش دانشجويي در هر كشوري – بخصوص كشورهايي كه مانند ايران حاكمان خود را از ميان دانشجويان جوان بر مي‌گزينند – نه نماد توسعه سياسي كه مظهر توسعه‌نيافتگي سياسي است و توسعه سياسي در اينجا به معناي وجود احزاب سياسي، سياستمداران حرفه‌اي، برنامه‌هاي حزبي و نظام حزبي است. در چنين نظامي حاكميت از آن كارشناسان و كارآموختگان است نه كارآموزان و نوآمدگان؛ چنان كه جناح دانشجويي ايران در دهه 60 چنين بود. سياست‌ورزي و حكمراني در اين نظام سياسي متكي به آموزش و تجربه است و تنها منبع آموزشي و تجربه پيران و كارآزمودگان‌اند. كار اصلي دانشجويان در اين نظام افزون بر دانش‌ آموختن و تجربه اندوختن نقد قدرت است اما نه از موضع رقيب حاكميت كه از مقام شهرونداني دانا و آگاه و نخبگاني جوان كه قصد وزارت و وكالت و رياست ندارند اما در سياست به عنوان ناظري خردمند دخالت مي‌كنند و اين دخالت جز نظارت نيست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در سال‌هاي اخير دانشجويان ايران بيش از پيش به موقعيت واقعي خود آگاه شده‌اند وگرچه همواره استعداد ليدري سياسي داشته‌اند و در تداوم همان سنت نكوهيده پيش يادشده برخي از آنان چه در حاكميت و چه در اپوزيسيون، چهره رهبران فعلي و رهبران آتي جامعه ايران را به خود مي‌گيرند اما اكثريت دانشجويان از موقعيت نهادهاي علمي سخن مي‌گويند نه جنبش‌هاي سياسي. دانشجو در اين موقعيت ناظري مدني است نه بازيگري سياسي. نگهبان آزادي است نه پاسبان قدرت. انبان دانش است نه كيسه ايدئولوژي. رشد مباحث عقلي و علمي به‌خصوص در علوم انساني و افزايش دانشجويان غيرايدئولوژيك در اين سال‌ها اگرچه مي‌تواند تابعي از انسداد سياسي موجود باشد اما گامي واقعي در راه توسعه سياسي است چراكه دانشجو را به دانشوري حرفه‌اي تبديل مي‌كند كه درباره امور به‌جاي صدور احكام كلي مطالعات علمي و جزئي انجام مي‌دهد. اقتصاد يك علم است همچنان كه سياست و حقوق و جامعه‌شناسي. و اين علوم را دانشجويان از استادان بايد بياموزند نه از ايدئولوگ‌ها. همان استاداني كه پيرند و كهنسال و محافظه‌كار نه شجاع و پرهياهو و پرشروشور مانند ايدئولوگ‌ها.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دانش، محافظه‌كاري مي‌آفريند و ايدئولوژي، انقلابيگري. دانش به انسان فروتني مي‌دهد و ايدئولوژي تهور. دانشگاه، دانشجو و دانشور مي‌سازد و جنبش دانشجويي، ايدئولوگ و اينك در غياب جنبش دانشجويي چه خوب كه‌ به‌جاي ايدئولوگ‌، دانشور ساخته شود و سياستمدار كه اگر دانشجويي بخواهد به صورت حرفه‌اي در سياست دخالت كند به‌جاي جنبش دانشجويي بايد وارد شاخه دانشجويي احزاب سياسي شود و سپس مراتب ترقي را در آن حزب سياسي طي كند و آنگاه وارد پارلمان يا دولت شود و اين همان راهي است كه امروزه در جهان توسعه‌يافته بدان عمل مي‌شود. نه‌تنها دانشجويان ايراني كه حتي كوهن بنديت رهبر قيام دانشجويي 1968 امروزه يك سياستمدار حرفه‌اي است. به‌آلمان بازگشته و عضو حزب سبز آلمان است. در سال 1986 خود را نامزد شهرداري فرانكفورت كرد، اما در انتخابات شكست خورد. سردبير يك مجله است. فيلمي به نام «بازنگري يك انقلاب» ساخته كه درباره بيست سالگي انقلاب 1968 است و در آن به ديدار يكي از رهبران نسل جوانان انقلابي رفته است. او موهايش را كوتاه و مرتب كرده و به جاي تي‌شرت و شلوار جين، لباس سه تكمه به تن كرده و در آپارتماني لوكس در مانهاتان آمريكا زندگي مي‌كند و تاكيد مي‌كند: «من ديگر عليه دولت نمي‌جنگم حالا خودم جزئي از دولت هستم.» (چنگيزپهلوان، همان) و اين سرنوشت محتوم جنبش دانشجويي است: جنبش دانشجويي مُرد، زنده‌باد دانشگاه...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 Feb 2008 12:11:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون تیتر!</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>زنده بودن را به بیداری بگذرانیم، که سالها به اجبار خواهیم خفت. (دکتر علی شریعتی) 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;از زمانی که دولت نهم تشکیل شده است هر روز با یک پدیده روبرو می شویم. یک روز برق نداریم. یک روز، گاز نیست. روز دیگر باید بنزین را سهمیه بندی استفاده کنیم. قیمت مسکن به بیش از اندازه افزایش می یابد به گونه ای که نه تنها توان خرید آن افسانه می شود بلکه برای اجاره باید رقم های هنگفت پرداخت کنیم. مواد غذایی را باید با گران ترین قیمت تهیه کنیم و سه هزار تومان پول گوجه فرنگی بدهیم و برنامه ریزی به درجه صفر نزدیک می شود چون جایی برای برنامه ریزی کشوری وجود ندارد . همه در تعلیق هستند و جنگ هفتاد و دو ملت در کشور درگرفته است. همه در حال قربانی کردن دیگران برای منافع خود هستند. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;روزگاری، میمونی را به همراه بچه اش در گرمابه ای انداختند. لحطه به لحظه درجه گرمابه را زیاد کردند. میمون ها ورجه وورجه می کردند. بالا و پایین می پریدند. به دیوار پنجه می کشیدند تا از آن بالا روند، اما امکانی وجودنداشت . زمین گرمابه داغ و داغتر و سر و صدای میمونها افزون می شد،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تا این که میمون مادر تحملش طاق شد، بچه خود را گرفت و نشاند و به روی آن ایستاد تا از داغی زمین در امان باشد. حالا حکایت ماست دولت که باید مامن ما باشد ، گویی طاقتش از فشارها طاق شده و به روی ما نشسته است تا دمی از فشارها در امان باشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV id=ContentDesc&gt; &lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دوستان اصلاح طلب خصوصا آقای خاتمی زمانی که دولت و صدارت را تحویل جناب احمدی نژاد می دادند می گفتند که محال است دیگر به قبل از دوم خرداد برگردیم. اکنون نه تنها به لحاظ فکری به سالها پیش از دوم خرداد برگشته ایم بلکه به لحاظ عملی نیز برگشته ایم. در دهه شصت به علت جنگ و کمبود سوخت و منابع برق بسیاری از شهرهای کشور قطع می شد. آن زمان دلیل مهم جنگ بود و ملت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نیز نه تنها آن موضوع را پذیرفته بلکه با آن همراه شده بودند و حتی خودشان با جان و دل با غول خاموشی و جنگ توامان مبارزه می کردند. اما اکنون چه توجیهی وجود دارد؟ ذخایر مملکت چه شده که حتی توان استفاده از آن برای مبارزه با خاموشی وجود ندارد؟&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چند روزی است که با دستاورد جدیدی از دولت نهم روبرو هستیم. نیمه های شب بی آن که کسی متوجه شود برق منازل شهر تهران قطع می شود و ساعاتی بعد مجددا وصل می شود! بگذریم ...&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و اما اندر احوالات رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و برخورد جناحی محافظه کاران!&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چند روزی است که حسب اعلام شورای اجرائی هشتمین دوره انتخابات مجلس هشتم صلاحیتهای کاندیداها اعلام شده است، منتها فقط برای محافظه کاران! و اصلاح طلبان تنها گرم کننده فضای انتخاباتی بودند و دیگر نیازی به حضور آنها نیست.باری تمامی اصلاح طلبان استانها و اکثر اصلاح طلبان تهران رد صلاحیت شدند.با نگاهی اجمالی به اسامی و لیست رد صلاحیت شده ها انسان دچار شگفتی می شود! که چطور افرادی که زمانی وزیر، استاندار، فرماندار، نماینده مجلس و ... در این کشور شده اند و برخی از مناصب حساس و پستهای کلیدی در اختیار آنان بوده است، صلاحیتشان رد شده است.برخی از نمایندگان مجلس هفتم،ششم،پنجم و ... هم رد شده اند. با این تفسیر اگر این افراد صلاحیت ندارند چطور به تصویب قانون پرداخته اند؟ و یا وزرای رد صلاحیت شده، چطور از مجلس رای اعتماد گرفته بودند؟ آیا با وجود این محل اشکال بهتر نیست قوانین مصوب در مجالس پیشین را بایگانی کرده و آنها را از نو بنویسیم؟ البته برای این کار ،حتی به نمایندگان دولتی مجلس هم زحمت ندهیم و به یکباره نوشتن و تصویب قوانین را به عهده دولت و شورای نگهبان بگذاریم؟!&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آیا یک اراده سیاسی قوی پشت این رد صلاحیتها وجود ندارد؟! این است مصداق اتحاد ملی و انسجام اسلامی؟! آیا با این نحوه عمل امنیت ملی ما زیر سئوال نمی رود؟!به راستی دلسوز واقعی نظام کیست؟ آیا با این برخوردها فرمایشات امام (ره) زیر پا گذاشته نشده است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;علی ای حال! امیدوارم مسئولان عالی رتبه نظام اجازه ندهند حیثیت انقلاب و اصل انتخابات عادلانه و آزاد در جمهوری اسلامی این گونه توسط افراد سطحی نگر و قشری زیر سئوال برود...&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 13:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسین جان به کوفه نیا!</title>
<link>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 598px; HEIGHT: 737px&quot; height=737 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/6l0zea8.jpg&quot; width=891 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسین جان! کوفه کوچه هایی داردبه تنگی کوچه های مدینه و مردانی به بی وفائی درندگان صحرا، که مردانگی شان تنها در تار موهائی است که در صورتهایشان روییده است.محاسنی که از هر گره اش هزاران نیرنگ و کینه و حیله می بارد تا با ریش و شارب، صورتی اسلامی پیدا کرده و بجای اصل مردم سالاری به مردم سواری بپردازند. دین لقلقه زبان آنهاست و آنرا تا زمانی می خواهند که به زندگیشان سر و سامان دهد. اینان کسانی هستند که با یک انگشتر عقیق و یک جو ارتفاع محاسن و یک اطعام و چهار پول صدقه خود را در اقیانوس علم یقین احساس می کنند و در آغوش حور العین.&lt;BR&gt;سردار من حسین جان به کوفه نیا! گل این نامرد مردمان از خاک نهروانیان سرشته شده و پیشانیهای پینه بسته شان حجاب برملا نشدن بزدلی هایشان شده است.اینان سیرت را رها کرده و صورت را چسبیده و یزید و معاویه را امیر المو منان می خوانند. اینان عقلهایی همانند عقل زنهای تازه عروس دارند که تعفن آن سراسر عراق را پر کرده و منبر پیامبر (ص) و جد تو را به بازی گرفته اند، زود به خشم می آیند و با عجله تصمیم می گیرند و اقدام می کنند و آنگاه که پشیمان می شوند دیگر سودی ندارد.&lt;BR&gt;مولای من حسین جان! اینان بنام یزید خطبه می خوانند و بنام الله ارتزاق می کنند. اینان دلهایشان با ما و شمشیر هایشان بر ماست.خلیفه و کارگزاران اینان بنام هبه، رشوه دریافت کرده، مردم را از سخن گفتن در حضورشان منع کرده، برای نماز جایگاهی مخصوص تدارک دیده و برای حفاظت خود نیروی مسلح بههمراه دارند. اینان فکر می کنند حکومت را خدا به آنان بخشیده و قبول ندارند که مشروعیت حکومت از مقبولیت مردمی سرچشمه می گیرد، اینان بنام سنت جهاد و زکات خانه مردمان را غارت نموده و پارتی بازی در حکومت و غصب مناصب و رانت خواری و پورسانتهای آنچنانی را برای بقای اسلام( اسلامی که همانند پوستین وارونه شده بود و اسلام اموی است) می دانند. اینان بنام اسلام تیشه به ریشه اسلام زده و بنام دفاع از اسلام، کمر اسلام را شکسته و به اسلام سیلی زده اند.&lt;BR&gt;سرور من حسین جان به کوفه نیا! این مدعیان دینداری و ارزشها می خواهند منویات سیاسی خود را در پرده دین پیش برده و حاضرند برای رسیدن به مقاصد دنیوی و نامشروع خود، دین را ملعبه کنند و مدعی هستند که اسلام و دین خدا را بهتر از همه می دانند. اینان نامشان مرد است ، مردانگی ندارند، تفکر و تعقل ندارند، احساس و عشق و دل ندارند. اینان به قول عمار یاسر، اظهار اسلام کرده اند اما اسلام نیاورده اند. این مردم هزار رنگ به تعجیل در امری متفق می شوند و سپس دسته دسته از هم خروج می کنند و چون مرغابیان غوغائی به لانه هایشان پناه می برند.&lt;BR&gt;امیر من حسین جان! به کوفه نیا! شاید این آخرین کلماتی باشد که مسلم بن عقیل بر بام دار العماره رو به سرزمین حجاز بر زبان جاری نمود.آن هنگام که حسین (ع) در کنار جبل الرحمه در حلقه خاندانش اشک می ریخت و زیارت عرفه می خواند، چشمان اشک بار مسلم افق خونرنگ کربلا را نظاره می کرد و با اندوه و حسرت صدا می زد حسین جان به کوفه نیا!&lt;BR&gt;پی نوشت:&lt;BR&gt;نهج البلاغه/ترجمه: محمد دشتی&lt;BR&gt;جاذبه و دافعه علی (ع)/مرتضی مطهری&lt;BR&gt;نیایش/ علی شریعتی&lt;BR&gt;انقلاب عاشورا/ عطا... مهاجرانی&lt;BR&gt;جامعه شناسی قیام امام حسین (ع) و مردم کوفه / عماد الدین باقی&lt;BR&gt;شماره 11 نشریه طنین/ سعید اشرفی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2008 23:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehdifarnian&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>mehdifarnian</dc:creator>
<guid>http://mehdifarnian.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
